تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠٠ - تفسير ابيات
١ - كار .
٢ - هدف .
٣ - سايه .
براى به دست آوردن يك نتيجه مسلم است كه احتياج به مقدمات و وسايلى داريم كه بايستى از ميان جنگل حوادث و رويدادهاى طبيعى استخراج شوند .
اين مقدمات و وسايل به دو قسم اساسى تقسيم مى گردند :
الف - موضوعات طبيعى و انسانى كه از حدود اختيارات ما بيرون هستند .
ب - كار و كوشش كه خود ما انجام دهندهء آن مى باشيم . ما در مقابل آن موضوعات كه اختيارى نداريم و بايستى آن موضوعات وجود داشته باشند تا بتوانيم كار و كوشش خود را در روى آنها و به وسيلهء آنها پياده كرده به نتايج مطلوب برسيم ، هيچ گونه مسئوليتى نداريم ، زيرا ، چنان كه گفتيم : از اختيار ما بيرون هستند ، مثلًا روشنايى كرهء خاكى ما مربوط به تابش خورشيد است و ما كارهايى داريم كه بايستى در روشنايى آفتاب انجام بگيرد ، اما كرهء خورشيد در اختيار ما نيست كه بدل خواه خودمان روبه رو شدن آن را با كرهء زمين زيادتر يا كمتر و يا روشنايىاش را ضعيفتر يا شديدتر كنيم . به همين جهت است كه محدوديت و مشخص بودن كارهاى مربوط بروشنايى روز به هيچ وجه تقصيرى براى كسى اثبات نمى كند .
اما در مسئلهء كار مى توان گفت : مطابق دلايل عقلى و نقلى تا آن حدود كه بتوانيم براى حفظ موقعيت خود و وصول به هدفهايى كه در زندگانى مادى و معنوى مورد نياز ما مى باشد گامى برداريم ، كاملًا و صد درصد مسئول مى باشيم و با عبارت مختصرتر كارى كه براى هدف ما ضرورت دارد و در حدود توانايى ما است ضرورىترين بايستگىهاى ما است كه با هيچ منطقى نمى توانيم شانه از زير بارش خالى كنيم .
هدف - جاى ترديد نيست كه انگيزهء اصلى كارهاى آگاهانه و ارادى ما همان هدف است كه براى به دست آوردن موقعيت يا كيفيت مطلوبى از زندگانى مادى و معنوى انتخاب مى كنيم و در حقيقت همين هدف گيرى است كه كارهاى ارادى ما را از كارهاى