تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٠ - چون تعليم و تربيت كار خدا است ، اى انسانى كه نمايندگى او را پذيرفتهاى از او استمداد كن و توفيق ثمر بخش را از او مسئلت بدار
اگر اهميت اين مسئله را متوجه شويم براى اين كه خود را فريب ندهيم سؤالات فوق را بايستى جدى تلقى كنيم . پس از آن كه آن سؤالات جدى تلقى شد اين مصرع را دو باره بخوانيم :
رب يسر زير لب مى خواندم .
پس از آن كه از تمام محاسبه ها فارغ شديم تازه اصل و اساس مطلب را درك خواهيم كرد ، اين مطلب اين است كه : چون تعليم و تربيت كار خدا است شايستگى حيازت مقام نمايندگى خدا را از او بخواهيم .
خواهيد گفت : پس پيش از آن كه مربى وارد كلاس تربيت شود در پشت در دستها را به دعا بلند كند و با خدا براز و نياز بپردازد . آيا اين دعا مى تواند مشكلات و معماهاى فوق را حل و فصل نمايد و جوانان سر گشته و پيران خود رويى را كه خزانشان نزديك شده و در هيچ باغ و بوستان سر سبز راهشان نمى دهند به حد نصاب تربيت روحى و اميد و نشاط حيات بخش نايل بسازد ؟ البته نه ، شما اختيار داريد كه دعا و « رب يسر » گفتن را طورى تفسير كنيد كه با مقايسه به مسائل و اصول روان شناسى و تعليم و تربيت و تكنيك بسيار گستردهء آموزش موجب خنده بوده باشد .
ولى مقصود ما و مضمون ابياتى كه جلال الدين در اين مورد آورده است مطلب ديگرى است . توجه فرماييد :
بياييد اولًا كارى را كه نتيجهء آن به اضافهء است نه منها ، با دگرگون كردن اصول و قواعد يك فعاليت اشتباه نكنيم ، گمان نكنيم كه وقتى مى گوييم : براى ساختن شخصيت انسانها اصول و قوانين مربوطه كافى نيست ، معنايش اين است كه اصول و قوانين مربوطه غلط است ، يا ما نيازى به آنها نداريم . ما مى گوييم : براى بارور شدن همان قضايا و اصول بايستى از توجه به خدا كه موجب نفوذ در دل افراد مورد تربيت مى گردد غفلت نورزيم .