تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥ - جلال الدين مولوى و لئون تولستوى
انجام مى دهند كاملًا درك مى كند كه تمام واقعيت در همين فعاليتها كه موزيسينها روى وسايل انجام مى دهند منحصر نيست ، بلكه مقصود در پشت پردهء اين فعاليتها است اگر چه او نمى شنود » .
اين بيت نظامى گنجوى را ديده بود كه مى گويد :
كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى ز اين پرده ترانه ساخت نتوان و اين پرده به خود شناخت نتوان ؟ اما اين مقدار مى دانيم كه نظامى گنجوى مشرق زمين پيش از قرنها و راسل مغرب زمينى پس از قرنها با هزاران خصوصيت كه پيرامون هر يك از آن دو را گرفته بوده است ، در درك اين حقيقت مشترك بودهاند كه دستگاه سيستماتيك هستى همهء واقعيت را در اين روى پرده تشكيل نمى دهد ، اگر چه راسل در موارد ديگر مطابق شرايط ذهنى و حساسيت روانى شخصى كه داشته است مطالب مخالفى را هم كه با گفتهء بالا به تناقض منجر مى شود بيان كرده است .
اما ماكس پلانك را هم داريم كه با آن مغز بسيار نيرومندش مى گويد : ما در شناسايى جهان مانند متخصصين خطوط باستانى هستيم ، ما به وسيلهء معلومات فيزيكى خطوطى را از هستى مى خوانيم ، اما اصل آن واقعيت كه اين خطوط نشان مى دهند چيست ؟ از دسترس ما خارج است . اين جملات را در مطالب همين مجلد با ذكر مدرك متذكر خواهيم گشت .
ما در مقدمهء اين مجلد با يكى ديگر از درخشانترين چهره هاى طلايه داران فرهنگ مشترك جوامع انسانى رو در رو قرار مى گيريم . اين همان چهرهء شناخته شدهء لئون تولستوى است كه بدون گزافه گويى او را فيلسوف انسان شناس و انسان دوست مى ناميم .
اين مرد بزرگ هم مانند جلال الدين و هوگو در خاندان معروفى زاييده شده است . تاريخ ولادت او ٢٨ اوت سال ١٨٢٨ در ده كوچكى به نام ياسنايا پوليانا در