تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٢ - سيستم متشكل انسانى هر اندازه هم كه ثبات و استقرار داشته باشد باز نمى تواند سيستم بسته باشد ، بلكه با نظر به دو قلمرو طبيعى و انسانى همواره باز و قابل انعطاف و تغيير خواهد بود
٩ - با نظر به قضاياى گذشته ترديدى نمى ماند در اين كه تشكل مجموعه اى از انسانها يكى از حساسترين موقعيتهاى مربوط به قلمرو انسانى است . اين حساسيت و اهميت معلول دو مسئلهء بسيار مهم است :
الف - ائتلاف و اتحاد واقعى افراد و گروه ها كه موظفند مشتركات و مختصاتشان را باندازه اى دقيق و منظم نمايند كه بتوانند از عهدهء تحصيل هدف بر آيند .
ب - ارتباط دايمى يك مجموعهء متشكل از انسانها با عوامل طبيعى و انسانهاى ديگر كه مى توانند با ايجاد تغييرات در واحدها يا در خود سيستم مجموعى ، آن را از تشكل بيندازند . اين است نتيجهء قضيهء هشتم كه احتياج به توضيح بيشترى دارد .
سيستم متشكل انسانى هر اندازه هم كه ثبات و استقرار داشته باشد باز نمى تواند سيستم بسته باشد ، بلكه با نظر به دو قلمرو طبيعى و انسانى همواره باز و قابل انعطاف و تغيير خواهد بود .
بديهى است كه مجموعهء تشكل يافته انسانى مانند ساير مجموعه هاى طبيعى است كه نمى تواند از ارتباط با عوامل تغيير دهنده بر كنار و از عوامل انسانى و طبيعى در امان بوده باشد .
يك فرد از انسان را در نظر مى گيريم ، مى بينيم : از دو طرف درونى و برونى با عوامل و انگيزه هايى ارتباط دارد كه حتى دو لحظه هم نمى تواند در يك حال جمود و ركود داشته باشد .
مى خواهم درونى انسان ، آرزوهايى كه براى او نو نو مى رسد ، تخيلات ، افزايش تجربه و معرفتش به دنياى درونى و برونى ، استحكام و رشد تدريجى شخصيت همه و همهء اين امور از درون و تغييرات و تحولات عوامل طبيعى و تغيير دادن اختيارى محيط و تأثير انسانها چه در حال فردى و چه در حال اجتماعى از بيرون ، فرد را همواره در كشاكش تحولات و دگرگونىها قرار مى دهد و به همين جهت است كه مى گوييم : سيستم يك فرد انسانى كه از واحدهاى گوناگونى متشكل شده است ، سيستم باز است نه بسته و محدود .