تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - تفسير ابيات
گمان نمى رود كه خداوند در آيات مى خواهد از يك حادثهء اتفاقى خبر بدهد ، به اين معنى كه گفته شود : خدا اتفاقاً به قول بعضى از اشاعره به حسب عادت اين جهان را روى حكمت آفريده است .
تفسير ابيات صدها رحمت خدا بر آن بلقيس باد كه خدايش عقلى به اندازهء عقل صد مرد به او عطا فرموده بود . هدهدى از طرف حضرت سليمان نامه و نشانى به بلقيس برد ، نكته ها و مضامين عالى نامه را خواند ، بدون اين كه حقارت آورندهء نامه ( هدهد ) باعث شود كه او با نظر تحقير به آن قاصد بنگرد ، چشم بلقيس را به صورت ظاهرى او يعنى همان پرنده كوچك مى ديد جان بلقيس عظمت باطنى هدهد را كه چون عنقاى بىهمتا بود درك مى كرد . حس ظاهرى بلقيس از هدهد كفى مى ديد ، در صورتى كه دل بلقيس دريايى را مشاهده مى كرد . اين همان نزاع هميشگى عقل و حس است معماهاى دو رنگ ايجاد مى كنند . مانند محمد صلى الله عليه و آله با ابو جهلها كه همواره در نزاع بودهاند . كفار صورت بشرى پيامبر را مى ديدند ، ولى آن روحانيت عظماى او را كه توانسته بود ماه را بشكافد نديده بودند . به آن چشم محسوس بين خاك بپاش ، اين حس دشمن عقل و آيين او است .
مگر نمى بينيد كه خداوند متعال بينايان ظاهرى را چون بينايى دل نداشتند كور مى نامد ؟ آنها را بت پرست و ضد توحيد معرفى مى كند ، زيرا اينان كفها را كه در سطح دريا جلوه مى كند ؟ مى بينند ، ولى اصل دريا را نمى بينند ، آنان امروز را مى نگرند ، فردا براى آنها مطرح نيست .
مردان الهى كه هم به حال حاضر و هم به فردا مشرفاند در دسترس آنان قرار دارند ولى آنها به جهت نادانى از اين گنج بىپايان كوچكترين ارزشى را نمى توانند بهره بردارى كنند . آن ذرهء بىمقدار كه از آفتاب حق پيغام مى آورد . خورشيد جهان افروز بندهء چنان ذره اى خواهد بود . هفت درياى كرهء زمين اسير آن قطره اى است كه نماينده اى