تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٠ - ٦ - گريهء تقوى و رشد روحانى
٨ - گريهء خاطرات
٩ - گريهء عاطفهء ايده آل
از آن توجهات با عظمتتر و با ارزشتر خواهد بود . مانند شادى و نشاط روحى كه در توجهات الهى انسانها به وجود مى آيد ، يعنى هر اندازه كه خنده و شادى معلول توجهات عالىتر بوده باشد ، خنده و ابتهاج و سرور با عظمتتر و با ارزشتر خواهد بود .
٨ - گريهء خاطرات - هنگامى كه خاطرات گذشته را به ياد مى آوريم مخصوصاً آن دورانهاى عمر را كه مانند فصول بهارى شكوفان و عطر آگين و با طراوت بوده است ، نوعى از اندوه ، درونما را اشغال مى كند كه شبيه به اندوه هاى فعلى نيست ، واحدهاى ثبت شده از دوران كودكى و جوانى كه در دوران ميانسالى و كهنسالى صيقلى مخصوصى به خود مى گيرند ، هنگامى كه در ذاكرهء ما رژه مى روند ، گاهى به جهت شايستگى و خوشايند بودن شان ما را تحت تأثير قرار مى دهند ، به طورى كه بىاختيار نالهء درونى خود را مى شنويم و اگر خاطرات زنده شده تلخ و ناگوار بوده باشند يك نوع كوشش درونى را براى محو كردن آنها از خاطرهء خود احساس مى كنيم .
گريهء خاطرات ممكن است انواع گوناگونى داشته باشد كه گاهى با ياس همراه است و گاهى با اميد . گاهى با آرزوهاى بر باد رفته اى توأم است كه در موقعش انسان را شكوفان ساخته بود . . . گاهى تجسيمات روانى اوج مى گيرد و حالت مخلوطى با خاطرات به وجود مى آورد كه روح در اين حالت ظرافت و رقت فوق العادهاى احساس مى كند .
شاعر گران مايهء معاصر در بيت ذيل نوعى از مشتقات « گريهء خاطرات » را تجسيم كرده است :
خزانى غنچه را مانم ز بىبرگى در اين گلشن كه با ياد بهاران خنده در لبهاى من گريد
٩ - گريهء عاطفهء ايده آل - در مقابل گريه هاى طبيعى كه معلول انگيزه هاى طبيعى است نوعى از اندوه و گريه وجود دارد كه يكى از اختصاصات روحهاى رشد يافته است .