تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - مسئلهء دوازدهم - چگونه مى توان خنده و گريه را به صورت علت در آورد ؟
كمال مى باشد . تصور اين كه در پهنهء هستى موجوداتى به نام انسان به وجود مى آيند و با داشتن هزاران امكانات زير خاك منزل مى گزينند . با اين كه نيم رخى از هزاران قيافهء شگفت انگيز آنان در دوران زندگى نمودار نمى گردد . حقوقى پاى مال مى شود و باطلهايى در جولان است . . . اندوه و گريهء ناشى از اين درك عظيم ، همان اندوه و گريهء عاطفهء ايده آل است كه از نظر ارزش انسانى فوق العاده با اهميت است .
اين بود بعضى از اقسام گريه كه به طور حتم جنبهء نمونه اى دارند و الا گريه هم مانند خنده به اندازهء هيجانات روحى فراوان بوده و به انواع شديد و ضعيف و سطحى و عميق و بىپايه و اساسى و مفيد و مضر تقسيم مى گردد .
مسئلهء دوازدهم - چگونه مى توان خنده و گريه را به صورت علت در آورد ؟
از روشنايى ناچيز يك تكه ذغال بر افروخته دو گرمى گرفته تا روشنايى آفتاب و تا روشنايى وجدان آدمى با كلمهء ( روشنايى ) ادا مى شوند ، اما فاصلهء آنها از صفر گرفته تا بىنهايت كشش دارد ، همچنين است خنده ها و لذايذ آنها . از تاريكى ضعيف يك سايه گرفته تا تاريكى شبانگاهى اعماق زمين يا فضايى كه از نفوذ ناچيزترين روشنايى به دور است تا تاريكى وجدان آدمى با يك كلمهء ( تاريكى ) ادا مى شوند ، اما فاصلهء آنها از صفر گرفته تا بىنهايت كشش دارد . همچنين است گريه ها و تلخىهاى آنها .
اين پديده ها با اين فاصله شگفت انگيز كه با يكديگر دارند و با تفاوت زيادى كه انواع هر يك از آنها با ديگرى دارد ، همواره در افراد معمولى جنبهء انعكاس داشته است .
بياييد اگر چه براى يك بار هم بوده باشد در طول زندگانى گريه و خنده اى را سر دهيم كه علت باشد نه معلول .
علت بودن خنده و گريه چه معنا مى دهد ؟ براى پاسخ اين سؤال ابتداى دو قطب مثبت و منفى الكتريسيته را در نظر