تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٨ - داستان عبد اللَّه بن ام مكتوم
و نيز آيات فراوانى در انتقاد از اعتنا به اشخاص چشمگير جوامع كه به حق و حقيقت نمى گرايند وارد شده است مانند :
« وَقالَ اَلْمَلأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسى وَقَوْمَه لِيُفْسِدُوا فِي اَلأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ ؟ قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ . » ٧ : ١٢٧ [١] ( اشخاص بزرگ و چشمگير قوم فرعون به او گفتند : آيا موسى و قوم او را رها مى كنى كه در روى زمين افساد كنند و تو و خدايان تو را كنار بگذارند ؟ [ فرعون ] گفت : به زودى فرزندان آنان را مى كشيم و ناموس زنهايشان را هتك مى كنيم و ما بالاتر از آنها به آنها پيروزيم ) .
در حدود ٢٠ آيه از قرآن مجيد در بارهء فساد و اعتراض چشمگيران جوامع و دعوت آنها به سوى حق و حقيقت وارد شده است ، گويى يك سنت جاريه بوده است كه همواره مانع اساسى پيش رفت پيامبران در كارشان همان اشراف و چشم پر كنهاى جوامع بودهاند كه دفاع از وضع موجود را كه كه امورى آنها را تثبيت مى كند اصل ضرورى خود مى دانستند ، با اين حال چگونه مى توان خوشرويى و استقبال اشراف و چشمگيران را از آن جهت كه چشمگير به پيامبر عزيز نسبت داد ؟ با ملاحظهء مجموع مسائل مزبوره نسبت حادثهء « عَبَسَ وَتَوَلَّى » ٨٠ : ١ به پيامبر اكرم بسيار بعيد به نظر مى رسد ، ولى مطلب ديگرى در اين مورد وجود دارد كه تذكر بان بىفايده نيست و آن اين است كه مطابق تمام منابع معتبر حرص و اشتياق پيامبر اكرم به ارشاد مردم فوق العاده زياد بوده است و با نظر به اين كه با ايمان آوردن اشخاص متنفذ و مشهور كار ارشاد و هدايت با سرعت و آسانى انجام مى گرفت ، لذا پيامبر اكرم بدون كوچكترين طمع در شخصيت يا ثروت و نفوذ آنان هدفى جز اين نداشت كه موفقيتش در توسعه و تعميم اسلام با سرعت بيشتر و سهولت انجام بگيرد و خشمگين شدنش به عبد اللَّه بن امّ
[١] سوره الاعراف ، آيهء ١٢٧ . .