تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٨ - يقين منطقى و يقين رؤيت و شهود
ولى صداى الهى در فضاى اين اقيانوس طنين انداخته است كه حبابها از موقعيت خود دفاع كنند و اين دفاع آنها به منزلهء احراز وجود در خود اقيانوس محسوب مى شود .
((١٨٢١)) من يقين دانم كه عين حكمت است ليك مقصودم عيان و رؤيت است
((١٨٢٢)) آن يقين مى گويدم خاموش كن حرص رؤيت گويدم نى جوش كن
يقين منطقى و يقين رؤيت و شهود مقدماتى از نظر منطقى مرتب مى شود و موجب يقين به نتيجه مى گردد مانند : حسن خردمند است .
هر خردمند بر جامعهء خود مفيد است .
پس حسن بر جامعهء خود مفيد است .
ما با نظر به دو مقدمهء فوق در بارهء نتيجه اى كه از آنها گرفته شده است ( پس حسن بر جامعهء خود مفيد است ) يقين حاصل كردهايم .
يقين حاصل از مقدمات فوق را كه داراى ترتيب بوده و اصول منطقى شكل اول در آنها كاملًا مراعات شده است ، يقين منطقى ناميده مى شود . براى توضيح بيشتر در بارهء تفكر منطقى مثال ذيل را متذكر مى شويم :
در دامنهء كوهى نشستهايم كه خود ساحل درياست و مشغول تماشا به سطح دريا و امواج ظريف آن هستيم . واحدهايى از حوادث خارجى ما را به خود جلب مى كند ، از قبيل :
١ - پرندگانى از مقابل ديده گان ما مى پرند و ما آنها را مشاهده مى كنيم :
٢ - از دور يك كشتى در سطح دريا در حركت است ، چشم ما آن را دنبال مى كند تا از ديدگاه ما غايب شود .