تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤١ - چون تعليم و تربيت كار خدا است ، اى انسانى كه نمايندگى او را پذيرفتهاى از او استمداد كن و توفيق ثمر بخش را از او مسئلت بدار
ديده گان آن مربى كه در اثر توجه به خدا در مقابل انسان وابسته به خدا كه مورد تربيت است فروزندگى ديگرى دارد كه روشنايى و تأثير آن در اعماق قلب مورد تربيت اصول و قوانين مربوطه را آبيارى مى كند ، و ضمناً فرد مورد تربيت را با منبع فنا ناپذيرى از انسانيت روبه رو مى سازد كه امروز پشت چشمان درخشندهء مربى مى بيند و فردا در درون خود كاملًا با آن روبه رو خواهد گشت .
اين توجه به خدا و « رب يسر » گفتن مربى كار ديگرى را هم انجام مى دهد كه فوق العاده اهميت دارد و آن اين است .
اى مالك مطلق هستى و اى آفرينندهء جان آدمى مى دانم كه با « كسى » روبرو هستم نه با « چيزى . » مى دانم كه سر نوشت جان آدمى را به دست گرفتهام ، نه چند قطعه كاغذ و مقوا و چوب براى ساختن عروسك ، مى دانم كه اين مورد تربيت با اين لحظات است كه گام از خود طبيعى فرا مى نهد و به عرصهء ( من ايده آل ) وارد مى شود .
اين جان آدمى است كه براى هدف عالى آفريده شده است نه براى اشباع شهوات من ، نه براى آن كه خود را مانند تابلوى بىاختيار به من كه مربى اين جان غير محسوس را نقاشى مى كنم تسليم نمايد تا هر چه كه خواسته ها و تمايلات حيوانى من اقتضا مى كند در آن ترسيم نمايم .
اين روح انسانى است كه چند روز ديگر توانايى پرواز بىنهايت در او ايجاد مى گردد ، براى تقويت بال و پر خود و تعيين فضايى كه بايستى در آن بپرواز در آيد در اختيار من قرار گرفته است .
اين جوان نورس تا ديروز آزادانه و با تمام شور و نشاط بازى مى كرد ، دنبال پروانه ها مى دويد ، عكسهاى رنگارنگ او را در عالمى از لذت فرو مى برد ، من امروز مى خواهم آن آزادى را كه ديروز اجازهء ورود كوچكترين اندوه را در دل اين كودك نمى داد و در آينده هم هيچ مزيت انسانى با عظمتتر از آن آزادى براى او مطرح نخواهد گشت ، راهنمايى كنم و اشكال مخصوصى را براى آزادى و ( مى خواهم )