تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٣ - در نقشهء الهى نقصهاى عضوى و روانى و ساير ناملايمات را چگونه مى توان تفسير و توجيه كرد ؟ و نتيجه گيرى از ميانگين قرار دارى
١ - بىنيازى خداوند از غرض ورزى .
٢ - ستمكارى براى خداوند قابل تصور نيست
پيش از توضيح اين مسئله ، موضوع را بايستى به طور كلى كه شامل همه گونه نقص بوده باشد مطرح كنيم :
١ - حيات ناقص .
٢ - خاموش شدن شعلهء حيات .
١ - حيات ناقص ناقص الخلقة بودن بعضى از افراد انسانى و شكنجه ها و دردها و تلخىها كه نصيب افراد فراوان از انسانها مى گردد مربوط به قسمت اول است .
از پا در آمدن همهء جانداران و انسانها مخصوصاً در معركهء تنازع در بقاء با هم جنسان و هم نوعان و انواع مخالفت از يك طرف و عوامل مزاحم طبيعت از طرف ديگر مربوط به قسمت دوم مى باشد .
ما در اين باره چند مطلب داريم كه مى تواند تا حدودى براى هر دو قسمت مفيد باشد :
فرا گرفتن ناملايمات زندگى انسانها را ، از روى غرض ورزى خداوندى نيست اين مسئله در دو بحث رسيدگى مى شود :
١ - بىنيازى خداوند از غرض ورزى .
ناملايمات موجوده در هيچ يك از دو قسمت از غرض ورزى آفريننده نبوده است ، چنان كه در نيايش عرفهء حسين ابن على عليه السلام ديديم كه عرض مى كند : خداوندا تو بىنيازتر از آن هستى كه خودت بتوانى سودى براى خود برسانى چگونه من سودى به تو برسانم . اگر بر فرض محال تمام جهان هستى و ميلياردها برابر آن ، قد مخالفت با خدا بر افرازند يك ميلياردم اپسليون ضرر به دامان پاك او وارد نمى گشت تا خدا با آنها از راه انتقام وارد شود .
٢ - ستمكارى براى خداوند قابل تصور نيست زيرا ، ظلم موقعى تحقق پذير است كه مورد ظلم حد اقل از بعضى از جهات از حيطهء تصرف شخص ظالم بيرون باشد ، يعنى موضوع و قانونى بر كنار از وجود خود ستمكار بوده باشد كه ستمكار مفروض با