تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٩ - تفسير ابيات
و خوش دلى به سراغ او برويم ، عيادتش كنيم ، تسليتش دهيم . شعله هاى حيات را به ديده گان بىفروغش بر گردانيم ، تصور كنيد كه در آن حال كه دشمن شما در بستر بيمارى با دردهاى جانكاه گلاويز است ، گاهى پوشاك را به روى پاهايش دور مى كند ، گاهى به طرف راست مى گردد ، گاهى رو به بستر مى افتد و گاهى چشمان خود را مى گرداند كه كسى پيدا شود و او را حركتى دهد كه او بنشيند شايد كه از دردش كاسته شود . در اين حال شما كه در موقع هم قافله گى حيات به روى هم نگاه نمى كرديد ، بلكه مرگ يكديگر را مى خواستيد از در وارد شويد ، با ديده گان هم دردى و محبت و تسليت در او بنگريد .
آيا مى توانيد عظمت اين ديدار را حتى در عالم رويا مجسم كنيد ؟ نه هرگز ، سوگند به آن خدايى كه زندگى و مرگ در دست او است ، عالم معنى و روح منظره اى زيباتر از اين ديدار در فرزندان آدم سراغ ندارد كه دشمنى به بالين دشمن بيمار وارد شود و بگويد : در اين لحظات درد آگين به بالينت آمدهام .
آرزويم اين است كه از اين گرداب مخوف رها شوى ، از آن موقع كه حيات تو در خطر افتاده است حيات خودم را هم در خطر ديدهام ، كينه و عداوت ما همانند كينه و عداوت كودكان بوده است كه لحظه اى يكديگر را آزار مى دهند ، اگر يكى به گريه و ناله در افتاد ديگرى گريه و ناله تلخترى خواهد داشت ، زيرا ، آن كه صدمه ديده است به شكنجه و درد آن صدمه مى گريد ، اما آن ديگرى به گريه و جان آن كودك آزرده مى گريد ، گريهء دوم تلختر است .
تفسير ابيات يكى از صحابه پيغمبر اكرم به بيمارى مبتلا شد ، پيغمبر ما به عيادت او رفت . شما هم عيادت بيماران را ترك نكنيد ، زيرا ، عيادت رفتن شما فوايدى در بر دارد كه به خود شما عايد مى شود :
فايدهء اول - شايد آن شخص بيمار از اولياء الله بوده باشد كه در زندگانى عادى او را نشناخته بودى ، زيرا ، ما مردم غالباً به اشخاص و حوادث با چشم دل نمى نگريم ،