تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٢٠ - خداوندا پيش از آن كه پردهء موجوديت ما دريده شود و با اسف انگيزترين وضع با تو و با خويشتن روبه رو شويم با عنايات ربانيت پرده هاى ظلمانى جهل و هوى پرستى را از مقابل حواس ما بردار
قيمت گوهر گرانبها را نمى تواند بپردازد ، بلكه اصلا نمى تواند اطلاعى از عظمت گوهر گرانبها داشته باشد ، زيرا - خريدار علم واقعى كسى است كه مى داند كه اين گوهر بس شريف قابل خريد و فروش نيست ، چگونه مى توان آن را در معرض خريد و فروش قرار داد ؟ بلكه او احساس مى كند كه وجود او مانند چراغى است كه مى تواند وسيلهء روشن شدن چراغهاى ديگر باشد يا نظير وسيلهء انتقال نيرو است ، كارى كه او كرده است در جريان نيرو عايقى به وجود نياورده است ، وقتى كه او مى داند نيرو از آن او نيست پس چه چيز را در معرض فروش بگذارد . اگر آن خريدار اطلاعى از حقايق فوق ندارد ، بايستى با تمام خلوص نيت بكوشى كه تقاضاى روح او را برايش اثبات كنى تا به همان مرحلهء فوق برسد . اگر تعليم و تربيت اين اثر را در وى ايجاد نكرد ، همان مشت گل است كه نمى تواند خريدار علم و شخصيت تو باشد .
((٢٤٤٤)) دستگير از دست ما ما را بخر پرده را بردار و پردهء ما مدر
((٢٤٤٥)) باز خر ما را از اين نفس پليد كاردش تا استخوان ما را رسيد
خداوندا پيش از آن كه پردهء موجوديت ما دريده شود و با اسف انگيزترين وضع با تو و با خويشتن روبه رو شويم با عنايات ربانيت پرده هاى ظلمانى جهل و هوى پرستى را از مقابل حواس ما بردار در همين جهان طبيعت پا بزندگى مى گذاريم ، مقدارى از عناصر مادى را در وجود خود مستهلك مى سازيم ، موجوديتى بدست مى آوريم ، لذت مى چشيم و با درد و اندوه گلاويز مى شويم ، چند صباحى از روى تكبر و نخوت در اين خاكدان قدم بر مى داريم ، سود مى دهيم و سود مى گيريم ، دردى در ديگران ايجاد مى كنيم و دردى