تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - منتخباتى از كتاب رستاخيز ١٧١ تولستوى ١٨٧
كه : از آن سوء استفاده نشود و به ياد آورند كه در برابر خداوند متعال سوگند ياد كردهاند كه سر مويى از راه عدالت و انصاف منحرف نگردند ايشان كه وجدان زندهء هيئت جامعه هستند بايد از روى وجدان رأى بدهند و اسرار محاكمه را مستور بدارند و غيره و غيره . . . » [١] » نيليدوف به پليدى و زشتى كردار گذشتهء خود معترف بود و دست نيرومند روزگار را بر حلقوم خود به خوبى احساس مى كرد ، ليكن هنوز به وسعت دامنهء خطاى خويش پى نبرده و تسليم پنجهء قوى وجدان نمى شد ، پيوسته مى خواست خود را قانع سازد كه شخص او مسئول اين حوادث نيست و تلاش مى كرد ضمير خود را تسكين دهد و آن چه را با چشم مى بيند و با گوش مى شنود تكذيب كرده خود را فريب دهد . » [٢] » همان طور كه يك روز صد روبل به پاداش رفتار ناپسند و به قيمت اطفاى حس شهوت حيوانى خود به او پرداخت ، حالا هم آن گناه شنيع و عمل فجيع را فقط به چند روبل ناقابل مى خواهد تلافى كند نه چون فكرش به اين جا رسيد ناگهان منظرهء دهليز خانهء عمه خانمها و دادن پاكت پر از روبل به كاتيوشا در برابر چشمش مجسم گرديد فرياد زد : آه آه از پول آه آه فقط يك آدم ناكس و پست اين چنين رفتارى مى كند و من همان شخص پست ناكس هستم پس لحظه اى از قدم زدن ايستاد ، دو باره گفت : آرى من همان پست ناكس هستم بلى من همانم و همچنان سيل سرزنش ضمير و ملامت وجدان بر روح او جريان داشت .
نيليدوف با خود گفت : آيا رفتار من با ماريا و اسيليونا و دوستى با شوهرش از كمال دنائت و فرومايگى نيست ؟ آيا رفتار من با رعاياى املاك موروثى مادرم از
[١] همان مأخذ ، ص ٨٤ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٨٥ . .