تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٩ - فريب سرابهاى آب نما را مخوريد كه با خيال سيراب شدن تشنگى را فراموش كنيد تشنگى واقعى خود را درك كنيد تا از همهء چشمه سارهاى تجليات حق و حقيقت حيات براى شما فوران كند
آب كم جو تشنگى آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست
فريب سرابهاى آب نما را مخوريد كه با خيال سيراب شدن تشنگى را فراموش كنيد . تشنگى واقعى خود را درك كنيد تا از همهء چشمه سارهاى تجليات حق و حقيقت حيات براى شما فوران كند مضمون بيت فوق را كه با جملات مزبور تفسير كرديم ، دو احتمال دارد :
يكى همانست كه متذكر شديم و حاصل آن اين است كه :
١ - نوع انسانى در ما وراى مظاهر زندگى مادى و مزايايى كه تنها به پيش برد جنبهء جسمانى او كمك مى كند كه موجب تشنگى و حرص و طمع او براى به دست آوردن آن مظاهر و مزايا مى گردد . تشنگى ديگرى دارد ، هيچ كس نمى تواند اين تشنگى را ناديده بگيرد ، مگر اين كه سراب درخشان ( خود طبيعى ) آن چنان او را سر گردان و به خود مشغول بدارد كه فرياد تشنگى واقعى ( من ايده آل ) را نشنود .
٢ - اگر اين تشنگى واقعاً دريافت شود ، جويندگى جدى را در دنبال خود خواهد داشت . تشنگى روح به سيراب شدن از حق و حقيقت بيشتر نيازمند است تا تشنگى جسمانى ، زيرا ، هر يك از احتياجات جسمانى موضوع يا پديده اى را مختل مى كند كه با بر طرف شدن احتياج ، وضع مطلوب همان موضوع و پديده باز مى گردد اگر پاى يك انسان مجروح شود و نتواند راه برود ، اين جراحت تنها راه رفتن آن شخص را مختل مى سازد ، ولى چشم مى بيند ، گوش مى شنود ، بينى استشمام مى كند ، قلب كار مى كند و دستگاه گوارش و هاضمه مى توانند به كار خود ادامه بدهند ، ولى هنگامى كه روح انسانى تشنه مى شود .