تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٥ - تفسير ابيات
٢ - عامل ما فوق طبيعى
٣ - عامل ايده آل
٢ - عامل ما فوق طبيعى - مقصود ما از اين عامل يك موجود ما وراى طبيعى نيست ، بلكه عاملى است كه به جهت خاصيت روانى انسان نمودار مى گردد ، مانند عشق و گرايشهاى روحى .
عشق مى تواند دو انسان را به طور عمومى ( يك فرد را به فرد ديگر ، يك فرد را به جامعه يك جامعه را به فرد ) بپيوندد و عالىترين گرايش را ميان آنها ايجاد كند و اين گرايش و پيوستگى اگر چه از حدود طبيعى معمولى كه ناشى از تشابه و هم نوع بودن و يكديگر را درك كردن است تجاوز نموده و ناشى از عامل عالىترى است ، اما اگر در اين مورد هم دقت كافى و لازم داشته باشيم خواهيم ديد باز مسئلهء سود شخصى است كه موجب چنين اتصال و بلكه اتحاد گشته است .
عشق و علاقه اى كه از ( من طبيعى ) بر مى خيزد و در همان صحنه شكوفان و بارور مى گردد همان گرايش طبيعى شديد است كه به جهت شدتش ظرافت و لطافت پيدا كرده و اين توهم را پيش مى آورد كه ما فوق طبيعى است .
گروهى از نويسندگان و متفكرين دورانهاى اخير غربى در باره تنظيم روابط اجتماعى و جوامع با يكديگر ، اين عامل را پيش مى كشند و گمان مى كنند كه مى توان با ايجاد عشق و علاقهء روانى ميان انسانها و جوامع آنها را با يكديگر هماهنگ ساخته و جلو هر گونه ستم و تعدى را گرفت ، ولى با نظر به مطلبى كه گفتيم : ايجاد عشق و علاقه ميان انسانها و جوامع از نظر روانى ريشهء سود جويى دارد و مادامى كه مسئلهء سود جويى مطرح است امكان ندارد كه دو انسان حقيقتاً به يكديگر گرايش داشته باشند .
٣ - عامل ايده آل - صفت اساسى اين گرايش اين است كه به پايهء محكمى متكى است ، زيرا ، چنان كه گفتيم : اين گرايش از اعماق شخصيت رشد يافته سرچشمه مى گيرد .
اتصال و پيوندى كه بدين وسيله نصيب بشريت مى گردد از توصيف و تعريف بيرون است .