تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٢ - در نقشهء الهى نقصهاى عضوى و روانى و ساير ناملايمات را چگونه مى توان تفسير و توجيه كرد ؟ و نتيجه گيرى از ميانگين قرار دارى
« وَاَلْعَصْرِ إِنَّ اَلإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ . » ١٠٣ : ١ - ٢ [١] ( سوگند به عصر ، انسان در خسارت است ) .
از امثال اين آيات روشن مى شود كه مقصود از احسن تقويم زمينهء ساختمان تركيب او است و همين ساختمان عالى تركيبى او در معرض زوال و فنا است . آيهء بعدى اين است .
« ثُمَّ رَدَدْناه أَسْفَلَ سافِلِينَ . » ٩٥ : ٥ [٢] ( سپس او را به ساقطترين موجوديت بر گردانديم ) .
پس مقصود بيان ساختمان تركيبى نوع انسانى است كه از ساير موجودات عالىتر است . و چنان كه اين آيه دلالت بر عموم زمانى ندارد ، همچنين دلالت بر عموم افراد نيز ندارد . به توضيح اين كه اين احسن تقويم تقريباً شامل دوران جوانى تا پايان برومندى جسمانى و عقلانى انسان است ، نه دوران كودكى او را شامل است و نه دوران كهنسالى و فرتوتى او را .
همچنين اين آيه دلالت بر آن دارد كه تمام افراد انسانى بايستى به دوران احسن التقويم برسند ، يا آن را همواره داشته باشند ، زيرا - ايجاد بيمارى و مصيبتهايى را كه خداوند به خود نسبت مى دهد ، از قبيل :
« و لنبلونكم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين . » [٣] ( البته ما شما را به نوعى از ترس و گرسنگى و نقصى در اموال و نفوس و محصولات مبتلا مى كنيم ، بردباران را بشارت بده . ) - دلالت دارند بر اين كه نقص مالى و بدنى و جانى با احسن تقويم كه زمينهء خلقت نوع انسانى است منافاتى ندارد .
[١] سورهء العصر ، آيه ٢ . .
[٢] سوره التين ، آيهء ٦ . .
[٣] سورهء البقرة ، آيه ١٥٥ . .