تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - منتخباتى از كتاب ( هنر چيست ؟ ) تاليف تولستوى
ما را به اين دنياى دون آوردهاند ، نيست مگر بر حسب ارادهء قادرى بصير كه براى كارى و مصلحتى ما را آفريده است . مانند همان كارگرى كه كار فرماى خود را فراموش كرده ما نيز آفريدگار خود را فراموش نموده و معتقد شدهايم كه فقط بايد براى لذت و خوشى زندگانى كنيم . از اين رو ما را مانند همان كارگران فراموش كار تنبيه مى كنند ارادهء آن كار فرماى قادر حكيم در اين احكام ظاهر است ، ما اگر احكام او را كاملًا اطاعت و اجرا كنيم آن وقت است كه ملكوت الهى بر روى زمين آشكار خواهد شد و آن وقت است كه انسان به منتهى درجهء سعادت و كمال نيك بختى خود خواهد رسيد پس بايد در طلب ملكوت الهى بر آمد و حقيقت را جستجو كرد تا خداوند آن را چندين برابر به ما عنايت فرمايد .
آرى ما خوشى و سعادت را مى طلبيم ، ولى بدين روش كه مى رويم آن را هرگز به دست نخواهيم آورد ، پس اين جا است كه وظيفهء حيات من در گذشته به پايان رسيده و بايد زندگانى نوينى آغاز كنم . » [١] منتخباتى از كتاب ( هنر چيست ؟ ) تاليف تولستوى « ولى بالت ، كه در آن زنان نيم عريان حركات شهوت انگيز انجام مى دهند و به انواع حركات شهوى به هم مى پيچند ، صرفاً يك نمايش خلاف اخلاق است . » [٢] » به همان سان كه مردمى مى انديشند كه منظور و كار غذا لذت بخشودن است ، قادر نيستند معنى حقيقى تناول خوراك را در يابند ، مردمى هم كه فكر مى كنند هدف هنر ، لذت است نمى توانند معنى و مقصد هنر را ادراك نمايند ، زيرا ، به فعاليتى كه از ارتباط با پديده هاى ديگر حيات واجد معنا مى گردد ، هدفى نادرست و انحصارى را كه عبارت از « لذت » باشد نسبت مى دهند . انسانها فقط آن گاه فهميدند معنى غذا تغذيهء بدن است كه از منظور داشتن لذت به عنوان هدف اين فعاليت ، دست برداشتند . اين موضوع
[١] همان مأخذ ، ص ٥٤٦ ، ٥٤٧ . .
[٢] هنر چيست ؟ تولستوى ، ترجمهء آقاى كاوه دهگان ، ص ٥٨ و ٥٩ . .