تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - مسئلهء دوم
او تبديل كننده اى وجود ندارد ) .
كه صراحتاً مى گويد : خدا عادل است و در مفهوم عدالت تصور ناشايست راهيابى ندارد . بنا بر اين قاعدهء اصيل در عزيز كردن و ذليل ساختن مردم به معنايى كه در مسئلهء دوم متذكر خواهيم شد با مشيت خدايى خويش ستمى روا نخواهد داشت .
مسئلهء دوم - آيه اى كه پس از اين آيه آمده ، به قرار ذيل است :
« تُولِجُ اَللَّيْلَ فِي اَلنَّهارِ وَتُولِجُ اَلنَّهارَ فِي اَللَّيْلِ وَتُخْرِجُ اَلْحَيَّ مِنَ اَلْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ اَلْمَيِّتَ مِنَ اَلْحَيِّ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ . » ٣ : ٢٧ [١] ( شب را در روز و روز را در شب داخل مى كنى ( پشت سر همديگر به جريان مى اندازى ) زنده را از مرده و مرده را از زنده بيرون مى آورى و هر كه را بخواهى روزى بىمحاسبه مى بخشى ) .
نظر به دليل عقلانى و با ملاحظهء اين آيه كه در دنبال آيهء قبلى است : « قُلِ اَللَّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ ٣ : ٢٦ . . » و همچنين آيات فراوانى كه با بيانات گوناگون در قرآن وارده شده است ، آيهء : « قُلِ اَللَّهُمَّ مالِكَ اَلْمُلْكِ ٣ : ٢٦ . » .
يك جريان طبيعى واقعى را بيان مى كند ، به اين معنى چنان كه پشت سر هم قرار گرفتن شب و روز و تولد زنده از بىجان و بىجان از جاندار دلالتى بر دشمنى سر نوشت الهى با كسى ندارد ، همچنين بخشيدن ملك و سلب آن و عزت و ذلت كه به معناى نادر الوجود بودن و در دسترس بودن آن است كه لازمه اش وصول به آسانى به آن موجود است .
به توضيح اين كه بايستى براى عزت و ذلت دو معناى طبيعى و معنوى در نظر گرفت ١ - معناى طبيعى عزت همان است كه در عربى به معناى كميابى است و مى گويد فلان كالا عزيز الوجود است يعنى كمياب است و به معناى غلبه كردن هم آمده است چنان كه در آيهء :
[١] سوره آل عمران ، آيه ٢٧ . .