تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٤ - اگر در صدد پيدا كردن رد پاى شوريدگان الهى بر آييد چون با رد پاى ديگران متفاوت است آن را پيدا خواهيد كرد
١ - براى پيدا كردن نشان پاى چوپان در آن بيابان پهناور به دويدن پرداخت . [١] اما اين دويدن در پى يك انسان سر گشته بود كه در حقيقت مقدس كوشش انسانى است ، يا خود موسى در حال تحير و اضطراب شروع به دويدن كرده بود .
آن بيابان بىسر و ته را آن چنان در هم نورديد كه گويى گرد از دامن بيابان بر فشاند .
موسى رد پاى چوپان را چگونه پيدا كرده بود ؟ رد پاى مردانى كه در پهنهء تاريخ بروى زمين نقش مى شود خود به خود براى دلهاى آگاه مشخص و متمايز است .
٢ - گاهى از فراز تا نشيب به طور مستقيم حركت مى كرد ، گاهى مستقيم با مايل و كج مى رفت ، نقطه اى كه هدف در آن قرار داشت ، آن چنان براى روح با عظمت موسى حياتى بود كه محاسبهء حركتها را از دست داده بود ، نه براى او سمتى مطرح بود و نه مبدأ و مقصد هندسى ، بلكه آن نقطه در نهانگاه دل نازنينش بود كه او را گاهى مانند پرگار دور سر خود مى گردانيد ، گاهى مانند سيل خروشان كه به دشت هموار برسد و در تحير فرو رود كه پس از اين به كجا بايد رفت در اضطراب شگفت انگيزى غوطه ور بود ٣ - گاهى همانند موجى كه در سطح دريا سر بلند مى كند اوج مى گرفت ، و گام روى انديشه هايش مى گذاشت . گاهى ديگر از آن امواج پايين مى آمد و مانند آن ماهى كه در اعماق دريا فرو مى رود ، در اقيانوس انديشه هايش فرو مى رفت .
ابهت و عظمت توبيخ خداوندى ، ندامت آن ضربهء روحى كه بر چوپان وارد شده بود ، آرزوى رسيدن و ديدار آن چوپان و شورش درونى در بارهء اين كه آيا اين اولين بار بوده است كه از عظمت رسالت خود غفلت ورزيده است ؟ خشونت و بىرحمى
[١] يا پس از پيدا كردن رد پاى چوپان براى پيدا كردن آن چوپان به راه افتاد . .