تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٢ - تفسير ابيات
و متخالف با يكديگراند كه مى توانند با تكاپو و جذب و دفع حوادثى را به وجود بياورند .
بنا بر اين بحث فوق در قلمرو جانداران منحصر مى شود و اين اصل تجانس در آنها وجود دارد ، يعنى افراد هر نوع از حيوانات الفت و انس مخصوصى با يكديگر دارند ، آيا براى هر نوع از حيوانات يك حقيقت كلى وجود دارد كه افراد محسوس مانند سايه هاى او هستند ( مثل افلاطونى ) ؟ يا تشابهى كه در اعضاء و صورت و حركات طبيعى و پديدهء توالد و تناسل در يكديگر مى بينند به هم مى پيوندند ؟ احتمال اولى معقولتر و احتمال دوم علمى تر و محسوستر است .
اما گرايش انسانها به يكديگر مى تواند معلول علل فراوانى بوده باشد ، دو علت كه در بارهء گرايش افراد يك نوع از حيوانات متذكر شديم در بارهء انسانها هم قابل تصور مى باشد ، به اضافهء آن دو علت عوامل فراوان وجود دارد كه مى تواند انسانها را به يكديگر وصل كند . از آن جمله :
١ - اتحاد محيط زندگانى .
٢ - نشو و نما تحت قوانين و مقررات معين .
٣ - هم نژاد بودن .
٤ - هم رنگ و هم شكل بودن .
٥ - اتحاد در عقيده .
٦ - وجود رابطهء فرماندهى و فرمانبرى .
٧ - رابطهء تعليم و تربيت .
٨ - رابطهء احتياج يا ترس و هراس .
بدان جهت كه نيرومندترين عامل حركات انسانى شخصيت او است و اساسىترين عنصر ايجاد كنندهء شخصيت هدف و ايده آلى است كه انسان براى خود انتخاب مى كند لذا مى توان گفت : نيرومندترين وسيله و عامل گرايش يك انسان به انسان ديگر همان