تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
بىبهره بودند ، بلكه بر عكس در اكثر موارد از لحاظ نيروى اخلاقى و روحى از هر يك از ميليونها مردمى كه رهبرى ايشان را به عهده داشتند ضعيفتر به شمار مى آمدند .
اگر سرچشمهء قدرت كسى در خواص جسمى و خصوصيات روحى وى نباشد پس در اين صورت ظاهراً سرچشمهء اين قدرت بايد در خارج وجود او - يعنى در مناسبات شخص قدرتمند با توده ها - قرار داشته باشد .
علم حقوق ، همان صراف تاريخ ، كه وعده مى دهد مفهوم تاريخى قدرت را با طلاى ناب معاوضه نمايد نيز قدرت را به همين مفهوم استنباط مى كند . » [١] » علم حقوق به دولت و قدرت مانند پيشينيان در بارهء آتش ، به عنوان عنصرى كه مطلقاً وجود دارد مى نگرد ، اما براى تاريخ دولت و قدرت فقط پديده اى است . همچنان كه آتش براى فيزيك عصر ما عنصر نيست بلكه پديده اى مى باشد .
از همين اختلاف اساسى نظريهء تاريخ و علم حقوق نتيجه مى شود كه علم حقوق مى تواند به تفصيل در اين باره بحث كند كه چگونه بايد البته به عقيدهء او ، قدرت را به وجود آورد و آن قدرتى كه بىحركت در خارج زمان وجود دارد چيست ؟ اما به سؤالات تاريخى در بارهء مفهوم قدرتى كه متناسب با زمان تغيير شكل مى دهد هيچ جوابى نمى تواند بدهد . » [٢] » اين مورخين به آن گياه شناسى شباهت دارند كه چون متوجه مى شود كه برخى از گياهان از تخمهاى دو لپه اى مى رويند ، اصرار مى ورزد كه تخم هر چه در طبيعت مى رويد دو لپه اى است و نخل و قارچ و حتى بلوط كه شاخسارهاى خود را به اطراف مى گسترد و به گياهان دو لپه اى هيچ شباهتى ندارد از تئورى او مستثنى نيستند . » [٣] » تاريخ فرهنگ براى ما انگيزه ها و شرايط زندگانى و افكار نويسندگان يا
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٤٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٤٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٥٠ . .