تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - ٣ - ١٧١ پس در واقع تعقل جز جمع معانى چيزى نيست ١٨٧
كلى خالص بدون كوچكترين تشخيص در ذهن وجود ندارد .
اين نظريه كاملًا مورد قبول است ، ولى اين مطلب نظريهء حسيون را تأمين نمى كند ، زيرا - نهايت نتيجه اى كه از گفتار باركلى حاصل مى شود اين است كه تجريد به طور كلى كه هيچ گونه خصوصيتى در مفهوم كلى باقى نماند امكان پذير نيست ، اما در اين كه در نمودار شدن كلى در ذهن بايستى تجريدى صورت بگيرد جاى ترديد نيست .
ما در بارهء اين مسئله در مباحث گذشته مطالبى را توضيح دادهايم و حاصل نظريهء ما در بارهء كلى اين است كه بوجود آمدن كلى در ذهن انسانى دو مرحله دارد :
اول - تجريد ، كه عبارت است فعاليت ذهن است براى حذف خصوصيات افراد و مصاديق ، اين فعاليت مانند شمارش اعداد است كه خود به خود نمود ذهنى ندارد .
دوم - مرحله نمود ذهنى است ، در اين مرحله كلى مانند ساير نمودها در ذهن ايجاد مى شود ، ولى با تشخيص متغير يا قابل تغيير ، مثلًا هنگامى كه خط مستقيم كلى در ذهن نمودار گشت ، بدون ترديد با خصوصيات معينى نمودار شده است . فرض كنيم : اين خصوصيات طولانى بودن و حركت است ، اما مى دانيم كه خط مستقيم منحصر به طولانىها و متحركها نيست ، اين دانستن موجب مى شود كه آن دو تشخيص طولانى بودن و متحرك بودن قابل تغيير و تبديل به كوتاهى و سكون بوده باشد .
ممكن است بگوييم : پا در هوا گرفتن ، طولانى بودن و متحرك بودن دامنهء همان مرحلهء اولى است كه ما آن را فعاليت ذهن ناميديم ، نه انعكاس در ذهن .
به هر حال چنان كه ملاحظه مى شود تحقق كلى در ذهن مسئلهء جمع و تركيب افراد و مصاديق نيست ٣ - « پس در واقع تعقل جز جمع معانى چيزى نيست . » با ملاحظهء مطالب گذشته ، اين جمله نمى تواند داراى مفهوم صحيحى بوده باشد . به اضافهء اين كه فعاليت عقل مگر منحصر در كلى سازى است كه ما با تفسير شخصى