تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧٠
نشود و هم خود شما در امان باشيد .
تنها مردان الهى آن مربيان حقيقى هستند كه مى توانند اين نفس حيوانى شما را بكشند ، دامن آنان را بگيريد اين يك توفيق ربانى است كه دست شما به دامان آن مردان الهى برسد ، در اين موقع جاذبهء الهى در شما نيروها ايجاد خواهد كرد ، آن گاه معناى « ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ » ٨ : ١٧ را به درستى درك خواهيد كرد و خواهيد فهميد كه هر چه در جان آدمى پديدار مى گردد مستند به جان جان است ، دست گيرندهء تو و بردبار واقعى او است ، در هر لحظه كه مى گذرد از آن جان جان اميدوار باش .
غصه آن را مخور كه در رسيدن به كوى وصال دير كرده اى ، زيرا - كسى كه به آرمان و ( ايده آل ) خود دير برسد سخت گير و با اهميت بيشترى آن ( ايده آل ) را مى پذيرد و مورد بهره بردارى قرار مى دهد .
رحمت او اگر چه دير به سراغت آمده است ، اما پس از اين ديگر لحظه اى تو را از حضورش كنار نخواهد ساخت . اگر بخواهى شرح اين وصال و محبت را بدانى برو سورهء و الضحى را بخوان كه خدا به پيامبرش مى فرمايد « او ترا رها نساخته است و به تو نامهربان نگشته است » اگر بگويى علل اين جدايىها و بدىها هم از او است بدان كه انتساب بد نماها باو علت نقص فضل او نخواهد بود ، زيرا - آن انتساب هم خود از سلطهء مطلقهء خداوند كشف مى كند من در اين باره مثالى به تو مى گويم .
< / لغة النص = فارسي >