تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - ٤ - به عقيدهء استوارت ميل دو امر كه بنياد علم انسان و بلكه بنياد وجود است و بر حسب ظاهر از آن مسلم تر چيزى نيست ، شبهه و فريبى است كه براى انسان از تداعى معانى دست مى دهد
نگرفته است ؟ و به عبارت حقوقى متهم غير از داستان است ، در اين بررسى و قضاوت تمام قوا از تعقل گرفته تا احساسات و از انتقال گرفته تا تجسيم همگى در جلو ميز محاكمه و بررسى قرار گرفتهاند ، چگونه امكان دارد كه يكى از اين موارد قضاوت ، ( متهم ) خود را براى خود و ديگران قاضى نصب كند ؟ پس بايستى بگوييم : اين شخصيت انسانى يا من عالى است كه بررسى نموده و قضاوت مى كند .
ممكن است بگوييد : اين شخصيت هر چه باشد بالاخره در اين بررسى و قضاوت از يكى يا چندين قواى موجوده در درون استمداد خواهد كرد ، مخصوصا از نيروى تعقل ، بنا بر اين باز خود متهمين هستند كه در بارهء خودشان قضاوت خواهند كرد .
پاسخى كه به اين سؤال مى توان داد اين است كه شخصيت انسانى دو رويه دارد :
اول - رويهء مجاور با طبيعت و قواى درونى .
دوم - رويهء عميق يا مجاور با ما وراى طبيعت .
رويهء مجاور با طبيعت و قواى درونى مانند پالايشگاهى است كه محصول حواس و قواى درونى را تصفيه كرده به رويهء عميق يا مجاور ما وراى طبيعت تحويل مى دهد ، اين محصولات تصفيه شده است كه وسيلهء بررسى و قضاوت رويهء عميق و مجاور ما وراى طبيعت شخصيت در بارهء تعادل و هماهنگى قواى درونى خواهد گشت و به همين جهت است كه هر چه تجربه و فعاليت علمى و وجدانى يك فرد بيشتر باشد در نتيجه فعليت احاطه و آگاهى شخصيت به اصول عالى كه وسيلهء قضاوت آن است بيشتر و عميقتر خواهد گشت و نظير اين سرمايه را شخصيت انسانى در اقدام بكارهاى اختيارى نيز مورد بهره بردارى قرار مى دهد ، به توضيح اين كه : انگيزه هاى خارجى كه باعث اشتياق انسانى به انجام كار مى شود ، رابطهء اين انگيزه ها با كار اختيار رابطهء علت و معلول به اصطلاح كلاسيك نيست ، يعنى در كارهاى اختيارى هيچ انگيزهء خارجى نمى تواند صدور كار را حتمى صد در صد بنمايد ، لذا كار اختيار عمده با استناد به