تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٥ - اين يك اشتباه بزرگ است كه گرايش ايده آل را از دست بدهيم ، سپس در وظيفه ترديد كنيم و چنين نتيجه بگيريم كه عدالت الهى مورد ترديد است
در ناملايمات روزگار با آنها شركت نكنم ) اين مسئله نتيجهء ذيل را به دست مى دهد كه :
قناعت به آن چه كه هست و تماشاى مختل شدن هندسهء الهى كه جانهاى آدميان عالى جلوهء آن است مبارزه با عدالت الهى است با اين اصل است كه بار ديگر به حماقتهاى بزرگ بعضى از اشخاص بىاطلاع پى مى بريم كه از نزد خود تفسيرى به مكتب قضا و قدر ( فاتاليسم ) ساخته با عدالت الهى به مبارزه برخاستهاند . اينان مجموع هندسى الهى را با معلومات ذهنى و شرايط درونى خويش به استثناى تحريك ذاتى تنظيم كرده ، روى اين تنظيم ساختگى چه قضاوتهاى بيدادگرانه كه انجام نمى دهند ؟ اين قضاوتهاى منحرف يك سلسلهء طولانى از قضاوتها و جهان بينىهاى دروغين را دنبال خود مى كشد و نه تنها هندسهء كلى الهى را مشوش جلوه مى دهد ، بلكه مى تواند يك وسيلهء قاطعى براى تأييد نهيليسم ( سفسطه بازى بوده باشد .
آن على بن ابى طالب كه به مسئله قضا و قدر بدون پرده آشنايى دارد ، آن على بن ابى طالب كه جلال الدين رومى ها آرزو مى كنند كه از شهودهاى واقع بينانهء او شمه اى بشنوند :
اى على كه جمله عقل و ديده اى شمه اى واگو از آن چه ديده اى
آن على بن ابى طالب كه به طور فراوان نقل شده است كه گفته است :
« لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً » ( اگر پرده برداشته شود به يقين من نخواهد افزود ) .
تمام موجوديت خود را در راه همان تحرك كه ماشين تعبيه شدهء طبيعت و نواميس هستى آن را به حركت وادار مى كند از دست مى دهد :
بيل مى زند ، درخت مى كارد ، عائله اداره مى كند ، لبهء تيز شمشير را به سوداگران گردنهاى انسانى نشان مى دهد ، در محراب عبادت در ملكوت الهى غوطه ور