تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
زنده و فريبنده جلوه گر مى شود و پندارها و رؤياهاى مربوط به سعادت آتى در آن سن و سال خوشبختى واقعى را تشكيل مى دهد . بحث ما بيشتر به ما وراى طبيعت مى كشيد . من از دقايقى خوشم مى آمد كه انديشه ها به سرعتى بيشتر ، يكى از پى ديگرى پديد مى آمدند و هر آن موهومتر و كلىتر مى شدند و سرانجام به درجه اى از ابهام مى رسيدند كه زبان از بيان آنها باز مى ماند و شخص گمان مى كرد كه واقعاً آن چه را مى انديشيد به زبان مى آورد ، غافل از آن كه چيز ديگرى مى گويد . » [١] « بديهى است كه تحت تأثير نخليودوف بىاختيار شيوهء زندگى و افكار او را پذيرفتم . ماهيت عقايد وى عبارت بود از پرستش آرمان نيكى و ايمان به اين كه آدمى بايد مدام كاملتر شود و رسالت او جز اين نيست و در آن صورت اصلاح نوع بشر و امحاى همهء عيوب و بد بختىهاى انسانى كارى آسان خواهد بود . تنها خدا مى داند كه اين آرزوهاى پاك روزگار جوانى تا چه اندازه خنده دار بود و چه كسى براى تحقق نيافتن آنها مقصر است ؟ » [٢] منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى « آناپاولونا در ميان گفتگو از اوضاع سياسى آتشى مزاج شده گفت : امپراطور مهربان و بزرگوار ما بايد بزرگترين نقش را در جهان ايفا نمايد . او به اندازه اى پرهيزكار و شريف است كه خداوند هرگز تنهايش نخواهد گذاشت و سرانجام رسالت تاريخى خود را انجام خواهد داد ، و افعى نه سر انقلاب را كه اينك به صورت وحشتناكترى در وجود اين آدم كش و تبه كار و بىدين خود نمايى مى كند سركوب خواهد كرد . ما بايد اين جهاد دينى را پيش ببريم . » [٣]
[١] همان مأخذ ص ٢٢١ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٢٣ . .
[٣] جنگ و صلح ، تولستوى ، ترجمه آقاى كاظم انصارى ، ص ٦ . .