تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٠ - عذاب الهى و مطرود شدن از درگاه الهى رنگ و شكل محسوس و مخصوصى ندارد
منكوب شدن وجدانهاى آزاد آدميان عذاب خدايى است .
پايين آمدن سطح تفكرات و انديشه هاى منطقى بزرگترين بلاى خانمان سوز است .
منفى شدن اطمينان و اعتماد هر يك از طبقات از ديگرى و هر فردى از فرد ديگر مصيبت جان گدازى است .
به زنجير كشيده شدن عدالت و آزادى و حق و حقيقت با دست يك عده كاموران كامجو ابتلاى عظيمى است .
مرتفع شدن عواطف و احساسات روح افزاى انسانى بزرگترين عذاب جهنمى است .
اگر مملو شدن بيمارستانهاى جوامع حتى بيمارستانهاى متمدنترين كشورهاى روى زمين از بيماران روانى عذاب الهى نيست ، پس چه نام دارد ؟ آيا رواج و شيوع دروغگويى و چند شخصيتى و تملق و چاپلوسى شعله ورترين آتشى نيست كه به دودمان بشريت افتاده ، آن را تباه مى سازد ؟ آيا عذابى بالاتر از اين سراغ داريد كه بشر امروزى نمى داند براى چه زندگى مى كند ؟ آيا غوطه ور شدن در تناقضات ، سازش با هر وضعى كه پيش مى آيد ، بىاعتنايى به پر نسيبهاى انسانى نابود كننده ترين بلايى نيست كه بشر براى خود ايجاد كرده است ؟ با اين حال ساده لوحان مى گويند : روزگار خوشى مى گذرانيم ، همه مى خندند ، همگان لباس مى پوشند و نان مى خورند