تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٠ - فريب سرابهاى آب نما را مخوريد كه با خيال سيراب شدن تشنگى را فراموش كنيد تشنگى واقعى خود را درك كنيد تا از همهء چشمه سارهاى تجليات حق و حقيقت حيات براى شما فوران كند
يعنى شخصيت انسانى چيزى را گم مى كند كه آن را براى خود ضرورى تشخيص داده است يا بدون تشخيص ضرورت آن گمشده اختلالى در ( من ) ايجاد مى كند ، در نتيجه تعادل مطلوب را از دست داده و تمام نيروها و فعاليتهاى شخصيت ناهماهنگ مى گردد .
در اين حالت اراده تابع انگيزه منطقى نيست ، حافظه در وظيفهء خود كه فرا گرفتن است واحدهايى را فرا مى گيرد كه ممكن است نه تنها براى او سودى نداشته باشد ، بلكه زيان بخش هم بوده باشد . انديشه هاى منطقى با خيالات پا در هوا جاى خود را عوض مى كنند ، انديشه ها منطقى كه بايستى در متن شخصيت انجام وظيفه كنند به حاشيهء قلمرو ذهن منتقل و خيالات به متن شخصيت هجوم مى آورند .
بايستى به طور اطمينان بگوييم : كه اگر در اين گونه اشخاص شخصيت كاملًا خود را نباخته باشد اصول و مقتضيات جسمانى آنها نيز دگرگون و مختل خواهد گشت . نتيجه اى كه گرفته مى شود اين است كه براى فرو نشاندن تشنگى شخصيت انسانى به دست آوردن لذايذ و خوشىهاى مادى نه تنها كافى نيست ، بلكه مقتضاى واقعى شخصيت را كه جستجوى كمال مطلوب است مختل خواهد ساخت ، بنا بر اين بايستى اين سرابهاى آب نما را مورد عشق و علاقه قرار ندهيم تا تشنگى واقعى روح بروز كند و آن گاه خود اين تشنگى كه انگيزهء قاطعانه براى حركت به سوى واحدهاى ايده آل براى ( حيات ايده آل ) است آن واحدها را بنماياند و در اختيار ما بگذارد .
مقصود از آب در مصرع :
« آب كم جو تشنگى آور بدست »
همان پيش رفتها و تكامل موقت روحى است ، ولى اين پيش رفتها و تكامل روحى كه زود گذر و موقت است ، نبايد شما را از تكاپو در راه به دست آوردن پيش رفت و تكامل پايدار باز بدارد . جاى ترديد نيست كه هر فرد آگاه در امتداد زندگانىاش بارها با اين گونه تكاملهاى موقت كه مولود بارقه هاى زود گذر روح است روبه رو مى شود ، اگر كسى باين بارقه ها و لذايذ روحى محدود قناعت بورزد ، در حقيقت تشنگىهاى موقتى خود را با پياله هاى محقرى از آب كه از منبع واقعى گسيخته است ، اشباع و بر طرف ساخته