تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٨ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
كنند كه اولًا ملتها به وسيلهء اشخاص منفرد رهبرى مى شوند و ثانيا هدف معينى وجود دارد كه ملتها و بشريت به سوى آن حركت مى كنند . » [١] » در اين دورهء بيست ساله ، مقدار عظيمى از كشتزارها شخم نشد و خانه ها سوخت و ويران شد و مسير سياست تغيير يافت و ميليونها مردم به فقر و مذلت دچار شدند و يا به ثروت و مال رسيدند و مهاجرت كردند و ميليونها نفر مسيحى كه مبلغ قانون عشق به همنوع بودند به كشتار يكديگر دست زدند . » [٢] » اين اعمال چه معنى داشت ؟ چرا اين سانحه به وقوع پيوست ؟ و آن چه اين مردم را بسوزاندن خانه ها و كشتن هم نوعان خويش وامى داشت چه بود ؟ علل اين حوادث كدام است ؟ چه نيرويى مردم را به انجام اين اعمال وادار مى ساخت ؟ هر كس با آثار و ياد بود و روايات دورهء گذشته اين حركت بر خورد نمايد بىاختيار عرصه گاه اين سؤالهاى ساده كه كاملًا به جا و صحيح است واقع خواهد شد . » [٣] » اين تناقض عجيب تصادفى نيست ، اما نه تنها در هر قدم با اين تناقض مواجه مى شويم ، بلكه تمام متون تواريخ جهانى از يك سلسلهء متوالى نظير اين تناقضات مشحون است . اين تناقض نتيجهء آن است كه مورخين بين المللى پس از شروع به تجزيه و تحليل حوادث در نيمهء راه متوقف مى شوند .
براى آن كه از نيروهاى جزئى تركيب كننده نتيجهء معين ، يعنى نيرويى كه تأثيرش به اندازهء تمام آنها است به دست آيد ، بايد حاصل جمع نيروهاى تركيب كننده معادل آن منتجه باشد . مورخين عمومى هرگز اين شرط را رعايت نمى كنند و بدين جهت براى توضيح و بيان نيروى منتجه ناگزيراند علاوه بر نيروهاى جزء تركيب كنندهء ناكافى خود ، نيروى نامعلوم ديگرى را نيز قبول كنند تا برقرارى تعادل امكان
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٣٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٣٨ . .
[٣] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٣٨ . .