تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - بيان همهء حقايق آن اندازه امكان دارد كه شمارش تمام ذره هاى جهان هستى ، مخصوصاً اگر شمارنده كسى باشد كه عشق ، همهء وسايل اندازه گيرى را از او سلب كرده باشد
مى رود ، تا آن گاه كه مطابق آن نشانه ها محبوبش به سراغش مى آيد و او را در آغوشش مى گيرد ، در اين حال هوش از دست مى دهد ، زيرا ، به مراد خود رسيده است .
بىخبران نابخرد اين حالت از خود رفتن و ناهشيارى را به سالوس بازى و دو رويى نسبت مى دهند ، به هر يك از آن نشانها كه مى رسد جانى بر جانش مى فزايد و روحى به روحش .
آرى ، چنين است نشانه گيرى و هدف گزينى كه يك مرد الهى را از مراتب پايينتر به مراتب بالاتر مى برد ، او در پيدا كردن روح حقيقى است و بيگانگان در انديشه هاى پست در حق او كه چه مى كند و چه مى گويد ؟
((١٧٠٦)) ذره ها را كى تواند كس شمرد خاصه آن كاو عشق از وى عقل برد
بيان همهء حقايق آن اندازه امكان دارد كه شمارش تمام ذره هاى جهان هستى ، مخصوصاً اگر شمارنده كسى باشد كه عشق ، همهء وسايل اندازه گيرى را از او سلب كرده باشد شمارش و توجه به مقدار و قوانين آن كه با به كار بردن عينك رياضى صورت پذير خواهد بود با عشق سازگار نيست ، در نتيجه ناتوانى من از شمارش حقايق با اين سخنان محدود از دو جهت امكان نخواهد پذيرفت :
١ - شمارش خود ذره هاى جهان هستى كه فى نفسه محال است .
٢ - اگر بر فرض چنين چيزى هم محال نباشد ، ولى اگر شمارش كننده در درياى عشق غوطه ور باشد تمام نيروهاى منطقى و رياضى او از فعاليت بر كنار شدهاند .