تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٧ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
هنگام نگريستن به گله متحرك بدون توجه به محاسن مختلف چراگاه ها و فعاليت شبان جهت حركت گله را به چهار پايى كه پيشا پيش آن مى رود نسبت بدهد . » [١] « نخستين طبقه از مورخين كه معترفند قدرت بلا شرط تفويض مى شود چنين پاسخ مى دهند :
جهت حركت گله از اين طرف به واسطهء آن است كه چهار پايى كه پيشا پيش آن حركت مى كند ، گله را بدان سمت هدايت مى نمايد و مجموعهء ارادهء تمام چهار پايان ديگر به اين حكمران گله تفويض شده است .
مورخين كه معترفند كه مجموعهء ارادهء توده ها تحت شرايطى كه به نظر ايشان معلوم و مشخص است به حكم رانان منتقل مى شود چنين پاسخ مى دهند :
سبب تعويض مكرر حيواناتى كه پيشا پيش گله حركت مى كنند اين است كه چون پيش آهنگ اول نمى خواهد گله را بدان جهتى كه آنها انتخاب مى كنند هدايت نمايد ، لذا مجموعهء ارادهء تمام حيوانات از پيش آهنگى به پيش آهنگ ديگر منتقل مى شود .
با اين شيوهء مشاهده و مطالعه اغلب اوقات اتفاق مى افتد كه بيننده به مقتضاى جهتى كه خود تعيين كرده است آن حيواناتى را پيشوا مى پندارد كه به هنگام تغيير جهت حركت نمى كنند ، بلكه در اطراف و گاهى هم در عقب آن هستند .
سومين طبقهء مورخين كه تمام رجال تاريخى ، از حكمرانان مطلق تا روزنامه نگاران را مظهر حوادث عصر خود مى پندارند ، چنين مى گويند :
اگر حيواناتى كه در رأس گله قرار گرفتهاند پيوسته عوض شوند و جهت حركت تمام گله مدام تغيير كند ، در اين صورت اين وضع معلول آن است كه براى نيل به آن جهتى كه ما از آن آگاهيم تمام حيوانات ارادهء خود را به آن پيش آهنگانى كه توجه ما را جلب مى كنند تفويض مى نمايند و به همين جهت براى بررسى حركت گله بايد در احوال تمام حيوانات كه جلب توجه ما را كردهاند و از اطراف گله حركت مى كنند مطالعه نمود .
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٥٢ . .