تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٣ - اگر در صدد پيدا كردن رد پاى شوريدگان الهى بر آييد چون با رد پاى ديگران متفاوت است آن را پيدا خواهيد كرد
« اِهْدِنَا اَلصِّراطَ اَلْمُسْتَقِيمَ » ١ : ٦ اما اين كالبد نورانى از آن گويندگان چه حقيقتى را در برداشت ؟ در صورتى كه همين علامات و كالبدها را از على بن ابى طالب و ابو ذر غفارى و سلمان فارسى هم شنيدهايم . شور و هيجان الهى اين راد مردان ملكوتى به گفتارها و كردارهاى آنان رنگ و شكل و طعم ديگرى مى داد كه مى توانست حقايقى را براى انسانيت ثبت كند تا براى تاريخ بشرى با وجود زباله دانهاى وسيع و عميقش ارزشى ببخشد .
آن چه كه وظيفهء انسان است يا حد اقل يكى از وظايف بسيار با اهميت او است ، زنده كردن حس حقيقت يابى و به قول جلال الدين حس تشخيص رد پاى شوريدگان كاروان انسانيت است كه از رد پاى ميليونها جانوران ديگر تميز بدهد .
((١٧٨٠)) يك قدم چون رخ ز بالا تا نشيب يك قدم چون پيل رفته بر اريب
در شطرنج حركت رخ هميشه مستقيم است ( عمودى يا افقى ) و حركت پيل مورب است كه مقصود حركت مايل مى باشد .
جلال الدين رومى در بيان وضع روانى حضرت موسى پس از آن عتاب الهى كه گفت :
« بندهء ما را ز ما كردى جدا »
در هفت بيت نقاشى فوق العاده شگفت انگيزى دارد كه مى توان گفت : از شاه كارهاى جلال الدين است ، اگر به خاطر داشته باشيم در دفتر اول در مسئلهء :
( مردان طوطى آن بازرگان كه سلامش را به طوطيان هندوستان برده بود ) ابيات ذيل را ديده بوديم :
خواجه اندر آتش درد و حنين صد پراكنده همى گفت اين چنين گه تناقض گاه ناز و گه نياز گاه سوداى حقيقت گه مجاز مرد غرقه گشته جانى مى كند دست را در هر گياهى مى زند
اين است توصيفى در بارهء اضطراب روانى حضرت موسى عليه السلام :