تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - كار خدا بىعلت است چه معنا دارد ؟
آن فعاليتها در اين سطح ( من ) كه مجاور طبيعت و حوادث آن است در بستر زمان گسترده مى شود .
پس از اين مقدمه مى گوييم : با نظر به مجموع قوانين عقلانى و دريافتهاى وجدانى درك مى كنيم : آن خداوند دانا و توانا و بىنياز كارى كرده است ، ( جهان را به وجود آورده است . ) همين خداوند در اعماق عقل و وجدان ما اين اصل را تثبيت كرده است كه كار بىهوده و عبث از نقص و جهالت ناشى مى شود ، بنا باين اصل روشن او كه كاملترين موجودات است چگونه كار عبث انجام مى دهد اگر كسى در اين اصل بديهى ترديد كند ، بدين معنى كه يا ميان كار بىهوده و حكيمانه تفاوتى نگذارد و يا اگر تفاوتى ميان آن دو بگذارد ، بگويد : خدا مى تواند كار بىهوده انجام بدهد ، براى او هيچ اصل ديگرى وجود ندارد و روى بحث و گفتگوى ما با اين اشخاص نيست . خودشان مى دانند و عقل و وجدانشان .
اگر كمى دقت كنيم خواهيم ديد : احتمال كار بىهوده در بارهء كاملترين موجود مساوى با انكار اصل هستى او است ، زيرا چه تفاوت دارد ميان آن كه بگوييد : خدا وجود دارد و توانا نيست ( كه منجر به انكار او مى گردد ) يا بگوييد : خدا وجود دارد و بازى مى كند ( كه آن هم منجر به انكار او مى گردد ) ، زيرا بىهوده گرى و بازيگرى با حكمت سازگار نيست ، كسى كه حكيم باشد و بىهوده را براى خود تجويز كند در حقيقت حكيم بودن خود را نفى كرده است . ممكن است گفته شود : اين مطلب كه خدا نمى تواند كار بىهوده كند مخالف آيهء قرآنى است كه مى فرمايد :
« لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناه مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ . » ٢١ : ١٧ [١] ( اگر ما مى خواستيم آفرينش آسمان و زمين را در حال بازيگرى صورت بدهيم اگر فاعل روش بوديم از نزد خود انجام مى داديم . )
[١] سوره الانبياء ، آيهء ١٧ . .