تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - مسئلهء پنجم خنده هاى طبيعى غالباً در بارهء آن حركات و پديده انسانى است كه مخالف مقتضاى شخصيت بروز مى كند
مبهمى از اصول را در فضاى ذهن بيمار ايجاد كرده است كه همهء رويدادها ( خواه برونى و خواه درونى ) براى او خلاف اصول جلوه مى كند و شايد در بعضى از بيماران مربوط به قلمرو احساسات ناخود آگاه بوده باشد . . .
مسئلهء پنجم خنده هاى طبيعى غالباً در بارهء آن حركات و پديده انسانى است كه مخالف مقتضاى شخصيت بروز مى كند يك مرد دانشمند و داراى معلومات فراوان در يك مسئلهء بديهى اشتباه مى كند ، از آن جهت كه توقع انسان از مرد دانشمند و داراى معلومات عدم اشتباه در مسائل بديهى است ، لذا بروز اشتباه مزبور موجب خنده مى گردد .
وقتى كه يك فرد مقيد به شئون و حيثيت خويش كار سبكى در نظر مردم انجام مى دهد ، تماشا كنندگان از اين پديده مى خندند .
اين خنده معلول آن است كه ( دانشمند و شخص مفروض ) كارى مخالف مقتضاى شخصيت خويش انجام مى دهند يا كار مفروض براى آن دو نفر ، شخصيت ديگرى اثبات مى كند .
در اين موارد اگر حركت و پديدهء صادره آن اندازه از شخصيت فرد دور باشد كه مانند ضد يا نقيض آن تلقى شود ، ممكن است موجب خنده نگشته و موجب تعجب شديد ناظرين بوده باشد ، مانند اين كه يك انسان راد مرد دست به جنايت بزند . فاصله ميان يك شخصيت راد مرد و ارتكاب جنايت تقريباً فاصلهء دو ضد از يكديگر مى باشد ، لذا بروز ضد مفروض نه تنها موجب خنده نمى گردد ، بلكه موجب انقباض روانى شخص مطلع مى باشد . بهمين جهت است كه شخصى كه در هنگام تجسيم ، يك فرد ديگر را كه حضار را مى خنداند ، ناگهان ( بر فرض محال ) عين همان شخص بوده باشد ، موجب آن شگفتى خواهد بود كه نه خنده اى را نتيجه مى دهد و نه گريه اى را .
در نتيجه براى تأثير حركات مخالف شخصيت در ايجاد خنده دو شرط اساسى ضرورى به نظر مى رسد :
اول - شخص عامل خنده داراى شخصيت و موقعيت معينى بوده و بر خلاف آن شخصيت حركت يا رفتارى مى كند ، اما حركت مخالف به اين شرط موجب خنده خواهد