تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩٨ - اين يك اشتباه بزرگ است كه گرايش ايده آل را از دست بدهيم ، سپس در وظيفه ترديد كنيم و چنين نتيجه بگيريم كه عدالت الهى مورد ترديد است
لشكرى از خاكدان سوى اجل تا ببيند هر كسى عكس العمل باز بىشك بيش از اينها مى رسد آن چه از حق سوى جانها مى رسد آن چه از جانها به دلها مى رسد آن چه از دلها به گلها مى رسد اينت لشكرهاى حق بىحد و مر از پى اين گفت ذكرى للبشر
شبسترى هم مى گويد :
بهر جزوى ز كل كآن نيست گردد كل اندر دم ز امكان نيست گردد جهان كل است و در هر طرفة العين عدم گردد و لا يبقى زمانين دگر باره شود پيدا جهانى به هر لحظه زمين و آسمانى
و صريحترين بيت مولوى در اين باره اين است كه مى گويد :
تو روا دارى روا باشد كه حق همچو معزول آيد از حكم سبق ؟
٢ - حركت و كوشش انسانها به طور دائمى و استمرارى در نقشه هستى در نمايش نامهء بزرگ وجود حركت و كوشش انسانها به دو گروه اساسى تقسيم مى گردد :
١ - اختيارى - كه از روى اراده و تصميم و نظارت و تسلط شخصيت بر دو قطب كار انجام مى گردد .
٢ - غير اختيارى - كه بدون نظارت و تسلط شخصيت برد و قطب كار صورت مى پذيرد .
قسم دوم از كارهاى انسانى مانند حركات و تغييرات جانداران كه صورت عالىترى از حركات و تغييرات طبيعت مى باشد . نقشهء كلى جهان هستى اين گونه حركات و تغييرات را همان گونه در بر دارد كه تحولات و نمودهاى جاريهء جهان طبيعت را .
اما كارهاى اختيارى انسانها اگر چه از حيث محصول و ايجاد صور معينه در طبيعت تفاوتى با تحولات و نمودهاى طبيعى نقشه كلى ندارد ، ولى از آن جهت كه كارهاى اختيارى در شخصيت روبه ما وراى طبيعى انسانى مؤثر واقع مى گردد ، در حقيقت نقشهء كلى الهى از اين گونه كارها مانند فعاليت خداوندى در به وجود آوردن