تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - منتخباتى از كتاب رستاخيز ١٧١ تولستوى ١٨٧
به نيكى ياد كنند ؟ چون اين سؤالات را با خود تكرار كرد ، ناگزير اعتراف نمود كه گوش او هنوز به سخنان مردم است و عقايد و آراء خلق تأثيرى عظيم در تصميمات او دارد . » [١] » اينك به صراحت و وضوح تمام تكليف خود را دانسته است حالا بايد تمام مسائل مربوط به اصول عدالت و قضاوت و كيفر و پاداش را مطالعه كرده و تجزيه نمايد و به عمق آنها پى برده آن چه كه بر ديدهء ديگران ناپديد است با چشم خود ببيند و معلوم سازد . نتيجهء اين روش چه باشد معلوم نيست ، ولى معلوم است كه او بايد اين تكليف وجدانى را انجام دهد . پس اين عزيمت راسخ و تصميم استوار كه بر روح او استيلا يافت او را شادى و فرح مملو ساخت . » [٢] » اين جنگهاى خونين چرا جهان را آشفته ساخت ؟ بارى فايدهء اين زندگانى پر از جهل و بىخبرى چيست ؟ كشف اين رازها و تحقيق در كار اسرار خداوند بيرون از حوصلهء من است آن چه در خورد قدرت و نيروى من است فقط آن است كه ارادهء او را چنان كه به ضمير من القا مى شود به جا بياورم بدون شك روح من آسايش خواهد يافت . » [٣] » غايت زندگى براى آن جوان در آغاز عمر خدمت به ابناء نوع بود و بس ، نه فقط به قلم و گفتار ، بلكه به قدم و كردار و اين وظيفهء وجدانى را به وسيلهء مشغلهء دولتى مى خواست انجام دهد . پس به محض اين كه تحصيلاتش پايان پذيرفت ، تمام شعب مشاغل و امور را با قواى موهوب و مكتسب دقيقاً در معرض مطالعه قرار داد ، تا يكى را كه از همه متناسبتر با افكارش باشد بر گزيند ، سرانجام در شعبهء دوم دار الانشاء دفتر تهيهء لوايح قانونى قبول عضويت كرد . نخست بر آن بود كه در آن دايرهء وظيفه خدمت خود را به نحو احسن انجام دهد ، ولى هر چند با كمال دقت و از روى نهايت امانت وظايف محوله را انجام مى داد ، باز در دل از كار خود راضى نبود و آسايش ضمير و
[١] همان مأخذ ، ص ٢٤٣ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٧٢ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٢٧٣ . .