تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٢٤ - رؤيا و خواب چيست ؟
اين رو در رو قرار گرفتن گاهى آن اندازه تند و مباين يكديگر هستند كه با همديگر تناقض دارند .
اولين مخالفت و رو در روى هم قرار گرفتن قضايا : انقطاع و گسيختن رؤيا از زندگانى واقعى از يك طرف [ و نقيض آن ] ارتباط مستمر آن دو ( رويا و واقعيتهاى زندگى ) از طرف ديگر مى باشد .
رؤيا چيزى است كه از واقعيت آن زندگى كه در بيدارى داريم كاملًا قطع مى شود ، به طورى كه شايسته است بگوييم : رؤيا شىاى است موجود براى خود كه موجوديت خود را به طورى مستحكم كرده است كه ميان خود و زندگانى واقعى فاصله غير قابل عبورى ايجاد نموده است ، رويا ما را از واقع آزاد نموده و در جهان و زندگانى ديگرى وارد مى كند كه با داستان واقع اختلاف كلى دارد » .
هيلد برانت به گفتار خود ادامه داده مى گويد :
« وقتى كه خواب بر ما مستولى مى شود شخصيت ( يا موجوديت ما ) مخفى مى شود ، مانند پنهان شدن در دامى كه منفذى ندارد » .
در اين موقع شخص در حال رويا سوار كشتى شده و به طرف سنت هلن مى رود كه به ناپلئون اسير مقدارى از شراب خوب تقديم كند ، آن امپراطور هم با آغوش باز او را استقبال مى كند .
( اين خواب بقدرى شيرين و جالب است كه ) وقتى از خواب بيدار مى شود تأسف مى خورد كه چرا بيدار شده است ، همين كه بيدار گشت تمام آن اوهام متلاشى مى شود ، اكنون بياييد در اين رويا ميان حقيقت و رؤيا مقايسه و تطبيقى صورت بدهيم :
شخصى كه رؤياى فوق را ديده است بازرگان شراب نبوده است .
- اصلا و هرگز شراب را يا شراب فروشى را دوست نمى داشت .
- هرگز در عمرش مسافرت دريايى نكرده است . اگر مسافرت دريايى مى داشت سنت هلن او جاى ديگرى بود كه انتخاب مى كرد .