تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٨ - براى رسيدن دو موجود مخالف به قدر مشترك لازم است كه خصوصيت هر يك از آن دو حذف شود
((٢١١٩)) يك نشان آدم آن بود از ازل كه ملايك سر نهندش از محل
((٢١٢٠)) يك نشان ديگر آن كه آن بليس ننهدش سر كه منم شاه و رئيس
((٢١٢١)) پس اگر ابليس هم ساجد شدى او نبودى آدم او غيرى بدى
((٢١٢٢)) هم سجود هر ملك ميزان اوست هم جحود آن عدو برهان اوست
((٢١٢٣)) هم گواه اوست اقرار ملك هم گواه اوست كفران سگك اين سخن پايان ندارد باز گرد تا چه كرد آن خرس با آن شير مرد
((٢١٠٥)) چون شدم نزديك من حيران و دنگ خود بديدم هر دوان بودند لنگ
براى رسيدن دو موجود مخالف به قدر مشترك لازم است كه خصوصيت هر يك از آن دو حذف شود اين مطلب به قدرى اساسى و عمومى است كه به طور اطمينان مى توان آن را مانند يك اصل ثابت فرض كرد . براى توضيح اين اصل و تطبيق آن بعضى از موارد ، دو مسئله را متذكر مى شويم :
مسئلهء يكم - براى بوجود آمدن يك سيستم كه به شكل اجزاء گوناگون نيازمند است حذف و الغاء خصوصيات هر يك از اجزاء داخل در سيستم كه از تشكل با اجزاء ديگر جلوگيرى مى كند لازم و ضرورى است ، زيرا - خواه در سيستمهاى طبيعى و خواه در سيستمهاى قرار دادى تا وحدت و اتصالى ميان اجزاء قابل تحقق نباشد سيستم مفروض امكان پذير نخواهد بود .
در نتيجهء همين مسئله است كه جهان هستى با اين همه اختلاف در اجزاء و روابط و استعدادها و نتايج ، منظم و سيستماتيك بوده و كوچكترين خلاف نظم در آن ديده نمى شود .