تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١١٤ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
قبول كنند و يا بين كسانى كه از خواص طلا اطلاع ندارند مى تواند به كار برده شود ، همچنين نيز مورخين وقايع جهانى و نويسندگان تواريخ فرهنگى كه به سؤالات اصلى بشريت پاسخ نمى دهند ، به عنوان سكه رايج در دانشگاه ها و در ميان انبوه خوانندگان يا چنان كه خود به ايشان نام نهادهاند ، دوستداران كتب جدى ، تنها به مقاصد خويش خدمت مى كنند . » [١] » تاريخ پس از انصراف از نظريهء پيشين يعنى اطاعت اجبارى و مقدر ملتى از فرد بر گزيده اى كه اراده است به نوبهء خود تابع مشيت الهى است ، نمى تواند بدون بر خورد با تضاد و تناقضات ، حتى يك گام بر دارد و ناگزير است يكى از دو طريقهء زير را انتخاب كند ، يا به نظريهء سابق مبتنى بر مداخلهء مستقيم پروردگار در امور بشرى باز گردد ، يا مفهوم آن نيرويى را كه موجد حوادث تاريخى است و قدرت ناميده مى شود به طور مشخص و معينى توضيح دهد . » [٢] » اگر ما معتقد باشيم كه قدرت از جانب پروردگار بوى عطا شده بود اين جواب كاملًا رضايت بخش است . اما اگر ما عقيده را قبول نداشته باشيم ، بايد تعيين كرد كه مفهوم اين قدرت يك فرد بر ديگران چيست ؟ اين قدرت نمى تواند مانند قدرت هركول قدرت و تفوق نيروى جسمى اقويا بر ضعفا ، قدرت و تفوق متكى بر اعمال زور يا تهديد به اعمال زور باشد - همچنين ، به عقيدهء برخى از مورخين كه با ساده دلى مى گويند كه رجال تاريخ قهرمانند ، يعنى مردمى هستند كه از موهبت نيروى روحى و فكرى خاصى به نام ( نبوغ ) بهره دارند ، اين قدرت نمى تواند بر تفوق نيروى معنوى و اخلاقى متكى باشد . زيرا - صرف نظر از قهرمانانى نظير ناپلئون كه در بارهء لياقت اخلاقى و معنوى ايشان عقايد و نظريات متناقضى وجود دارد ، تاريخ بما نشان مى دهد كه هم لوئى يازدهم و هم مترنيخ كه ميليونها نفر را رهبرى مى كردند ، نه تنها از خواص ويژه روحى و معنوى
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٤٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٤٧ . .