تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٩ - آيه
روايت
مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد .
روايت « موسى بن جعفر عن آبائه عن على عليه السلام عن النَّبىّ قال يعير الله عز و جل عبدا من عباده يوم القيامة فيقول : عبدى ما منعك إذا مرضت ان تعودنى ؟ فيقول : سبحانك ، سبحانك أنت رب العباد لا تألم و لا تمرض ، فيقول : مرض اخوك المسلم فلم تعده ، و عزتى و جلالى لو عدته لوجدتنى عنده ثم لتكفلت بحوائجك فقضيتها لك و ذلك من كرامة عبدى المؤمن و انا الرحمن الرحيم . » [١] ( حضرت موسى بن جعفر از پدرانش از على عليه السلام از پيامبر اكرم چنين نقل مى كند : كه پيامبر فرمود : در روز رستاخيز خداى عز و جل بعضى از بندگانش را توبيخ فرموده مى گويد : اى بندهء من [ در دنياى گذشته ] هنگامى كه من بيمار شدم چرا به عيادت من نيامدى ؟ مى گويد : پاكيزه پروردگارا پاكيزه تر از آن هستى كه دردى بكشى و مريض شوى ، تو خدا و پرورش دهنده بندگان هستى . خدا خواهد فرمود : برادر مسلمان تو مريض شد او را عيادت نكردى ، سوگند به عزت و جلالم اگر او را عيادت مى كردى و بديدار او مى رفتى مرا در نزد او مى يافتى ، سپس من بر آورده شدن نيازمنديهاى تو را به عهده مى گرفتم [ اين رحمت در بارهء تو ] به جهت كرامت بندهء با ايمان من مى باشد من و رحمان و رحيمم . )
((١٧٢٠)) ديد موسى يك شبانى را به راه كاو همى گفت اى خدا و اى اله
مغز شبان هم نقشهء موسى بن عمرانى كشد مور ضعيف و ناتوان چون شكل يزدانى كشد بىشك به شكل مورچه با شاخ حيوانى كشد
[١] سفينة البحار ، ج ٢ ، ص ٥٣٤ و ٥٣٥ . .