تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥٩ - تتمهء قصهء آن مرد مغرور بر وفاى خرس و هلاكت او
آيه
كسى كه عقل ندارد مهر و كين او قابل محاسبه نيست
آيه « يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ . » ٥ : ١ [١] ( اى مردمى كه ايمان آوردهايد به پيمانها وفا كنيد ) .
« وَاِحْفَظُوا أَيْمانَكُمْ ٥ : ٨٩ . . . » [٢] ( سوگندهايتان را حفظ كنيد . ) يعنى آنها را نشكنيد .
((٢١٣٠)) مهر ابله مهر خرس آمد يقين كين او مهر است و مهر اوست كين
كسى كه عقل ندارد مهر و كين او قابل محاسبه نيست عواطف و هيجانات درونى انسانها مانند ساير قواى درك و انديشه مراحل ابتدايى و خام و ورزيده و نظم گرفته مى باشد .
چنان كه تعقل در مراحل اوليه كاملًا سطحى و ناخود آگاه و تقريباً شبيه به نوعى از عاطفه بوده تدريجاً حالت تجريد و استقلال به خود مى گيرد ، همچنين عواطف و احساسات از هنگامى كه از مرز ماده ناخود آگاه عبور كرد و يا مقدارى از عناصر با هم تركيب يافته جاندارى را به وجود مى آورند كه داراى احساس مى گردد ، به اصطلاح معمولى در مراحل اول خاصيت همان مادهء جامد و متحرك را دارد كه تسليم قوانين است ، رفته ، رفته عواطف و احساسات جاندار رشد و نمو كرده تحت سلطهء ( خود ) قرار مى گيرند .
احساس لذت و الم و ساير هيجانات عاطفه اى و احساسى به مركز اداره كننده كه همان ( خود ) ناميده مى شود دور مى زنند .
[١] سوره المائدة ، آيهء ١ . .
[٢] سوره المائدة ، آيهء ٨٩ . .