تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - حيله گرى را رها كن ، زيرا - حيله هاى بزرگترى در كمين تو است
آن جامعه اى كه دانسته يا ندانسته رهبران دل سوز خود را مى رنجاند و آنها را به انواع شكست و بىچارگى روبه رو مى سازد ، بايد بداند كه دو اسبه به پيشواز سقوط خود مى دود .
دلها و عقل پيشوايان فكرى و روحى كارگاه سازندگى شخصيت افراد است اين ، دلها و عقلهاى بزرگ را نرنجانيم ، در فراهم ساختن آسايش خاطر و تحريك آنان به تفكر و فعاليت بكوشيم . ما نمى توانيم براى آن قافله سالاران بشريت سعادت مطلق ايجاد كنيم ، ولى آنان هستند كه مى توانند خدمتگزاران صميمى و با وفايى براى ما بوده ، شعاعهاى بىنهايتى از سعادت را براى جوامع بيفروزند .
((١٥٩١)) پس خداعى را خداعى شد جزا كاسه زن كوزه بخور اينك سزا (١)
حيله گرى را رها كن ، زيرا - حيله هاى بزرگترى در كمين تو است به نظر مى رسد كه مقابلهء حيله اى با حيلهء ديگر با انواع گوناگونى صورت مى گيرد ، از آن جمله :
١ - يك مكر حقيقى در مقابل مكر حقيقى ديگرى بروز مى كند و پاسخگوى مكر اولى مى گردد . مثلًا شما مى كوشيد با راههاى باريك و غير محسوس و همچنين
(١) بعضى از شارحين مثنوى مى گويند : مضمون اين مصرع از لحن موسيقى اقتباس شده است كه كاسه زدن موجب نمودار شدن آهنگ ( كاسه گر ) است و مقصود از كوزه بخور يعنى باده بنوش ، يعنى هر حيله اى كه به كار مى برى جزاى آن را خواهى ديد ، برو هر كارى كه از دستت ساخته است انجام بده و يك معناى روشنتر هم مى توان گفت و آن اين است كه اگر در معركهء زندگى با حيله سازىها كاسه اى را به سر كسى بزنى ، كوزه اى به سرت خواهند زد . .