تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٨ - كار خدا بىعلت است چه معنا دارد ؟
اين آيه دلالتى بر مدعاى مزبور ندارد ، زيرا به جهت قابل لهو و لعب و بىهوده گرايى معلول انگيزه اى مى باشد ، نهايت امر اين انگيزه تنها براى اشباع لذت شخصى خواهد بود ، نه نتيجهء انديشه هاى عقلانى براى رسيدن به هدفهاى قانونى و هيچ فرد عاقلى نمى تواند احتمال بدهد كه خداوند لذايذ شخصى دارد و مى تواند آنها را با بازيگرى و لهو و لعب اشباع نمايد .
اما آيهء فوق داراى دو علامت شرط است :
اول كلمهء « لو » كه سر جملهء « اردنا » است .
دوم كلمهء ان كه به جملهء « كُنَّا فاعِلِينَ » ٢١ : ١٧ داخل شده است .
معناى مجموعى آيه اين است : اگر ما انجام دهندهء لهو و بىهوده بوديم ، اگر اراده مى كرديم كه لهو و بىهوده را انجام بدهيم ، آن را صورت مى داديم . نظير آن آيهء شريفه كه در داستان حضرت ابراهيم خليل عليه السلام در بارهء دستور او براى پرستش از بتها ديده مى شود . هنگامى كه از ابراهيم مى پرسند :
« أَأَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ . قالَ بَلْ فَعَلَه كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ . » ٢١ : ٦٢ - ٦٣ [١] ( آيا تو با خدايان ما اين كار را كردى ( آنها را متلاشى ساختى ؟ ) ابراهيم گفت : بلكه بزرگشان آنها را متلاشى ساخته است ، بپرسيد از خود آنان اگر سخن مى گويند ) .
معلوم است كه سخن گفتن موجودات جامد ( بتها ) امكان ناپذير است ، چگونه آن بتهاى جامد و ناتوان قابل پرستش مى باشند مضمون آيهء مورد بحث چنين است كه اگر ما انجام دهندهء كار بىهوده بوديم ، آن گاه اراده كرديم كه كار بىهوده اى را ايجاد كنيم از نزد خود مى كرديم و جهان هستى را كه سر تا سرش در قانون فرو رفته است نمى آفريديم . اين معنا چنان كه روشن
[١] سوره انبيا ، آيهء ٦٢ و ٦٣ . .