تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٠ - در نقشهء الهى نقصهاى عضوى و روانى و ساير ناملايمات را چگونه مى توان تفسير و توجيه كرد ؟ و نتيجه گيرى از ميانگين قرار دارى
يك مثال ساده براى نقشه كلى الهى و فعاليت انسانى مى آوريم :
موجود جاندار طالب ادامه حيات است . ادامه حيات به مواد و پديده هايى كه قبلًا موجود است نيازمند مى باشد ، اما وجود آن مواد و پديده ها در هر حال و در هر گونه از شرايط حيات را تحصيل نمى كند ، بلكه بايستى خود طبيعى جاندار آنها را به دست بياورد و تنظيم كند و مناسب حيات مطلوب خود بسازد و بهره بردارى نمايد .
محصول اين ثابت و متغير پديده اى است به نام حيات ، فرض كنيم كه ما توانستهايم نقشهء كلى در بارهء عناصر تشكيل دهندهء حيات را ترسيم كنيم ، يعنى مى دانيم واحدهاى تركيب كنندهء حيات چيست . اين ترسيم ما نيست كه حيات را ايجاد كرده است ، بلكه واحدهاى مربوط است كه حيات را به وجود مى آورد يعنى علت وجودى حيات همان واحدهاى ثابت يعنى آن چه كه قبلًا موجود شده است و واحدهاى تحصيلى است كه جاندار به دست آورده است .
در نقشهء الهى نقصهاى عضوى و روانى و ساير ناملايمات را چگونه مى توان تفسير و توجيه كرد ؟ و نتيجه گيرى از ميانگين قرار دارى اين مسئله كه شايد شگفت انگيزترين مسائل مربوط به عدالت الهى است از نتايج آن اصل انتخاب ميانگين است كه در مباحث گذشته توضيح داديم . و گفتيم كه در هيچ مرحله از مراحل شناسايىهاى بشرى انسان به اين گونه بازيگرى بىاساس دچار نمى شود كه براى خود در بارهء حيات يك اپتيموم ( ميانگين ) انتخاب مى كند سپس روى اين ميانگين قضاوت مى كند .
اگر بنا بود مطابق گرايش طبيعى انسانها ( نه گرايش ايده آل آنها ) حيات در نقشهء الهى كلى عادلانه ثبت شود ، مى بايست نه تنها انسانها از حالت پست نطفه گى عبور نكنند ، نه تنها بايستى جاهل به دنيا نيايند : بلكه مى بايست همه آنها در زيبايى مانند يوسف عليه السلام اگر مرد بودند و مانند كلئوپاتر اگر زن بودند و در علم ، دانش تمام پيامبران و متفكران را در مغز خود جاى مى دادند در ثروت همانند قارون و در جهان گيرى همانند اسكندر مقدونى مى بودند اين است بازيگرى شگفت انگيز