تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٢١ - منتخباتى از كتاب ( جنگ و صلح ) شاه كار تولستوى
باشد . با استقرار شرط لازم از ارتباط ميان فرماندهان و مجريان نيز دريافتيم كه فرماندهان طبيعتاً در خود حادثه كمتر شركت دارند و فعاليت ايشان فقط متوجه صدور فرمان است . » [١] « مردم از مغرب به مشرق مى روند و هم نوعان خود را به خاك و خون مى كشند و اين حادثه نيز با عباراتى مربوط به افتخار فرانسه ، پستى و دنائت انگليس و نظاير آن مقرون است . تاريخ به ما نشان مى دهد كه اين توجيهات مستحسن و اين اعتذارات براى اين حوادث مورد قبول هيچ عقل سليمى نيست ، بلكه متناقض يكديگر است و مانند آن است كه بگوييم كه : قتل كسى در نتيجهء شناسايى حق او انجام گرفته و كشتار ميليونها نفر در روسيه براى تحقير انگلستان به عمل آمده است . اما در عين حال اين توجيهات و اعتذارات بىشك به مفهوم عصر خود حائز اهميت است .
اين عذر تراشىها و توجيهات مسئوليت اخلاقى را از مردمى كه به وجود آورندهء اين حوادثند سلب مى نمايد ، اين عذر تراشىها و توجيهات شبيه جارويى است كه براى پاك كردن خطوط آهن پيشا پيش لوكوموتيو در حركت است و راه مسئوليت اخلاقى مردم را پاك مى كند . بدون اين توجيهات ساده ترين مسئله اى كه هنگام ملاحظهء هر حادثه مطرح مى شود قابل توضيح نيست ، يعنى نمى توان توضيح و توجيه كرد كه به چه ترتيب ميليونها نفر مشتركاً مرتكب جنايت مى شوند و جنگ مى كنند و آدم مى كشند و يا نظاير اين اعمال را به جا مى آورند . » [٢] « كشتى هر جهتى را كه هنگام حركت انتخاب كند هميشه پيشا پيش آن ، جريان امواج آبى كه به وسيلهء پروانهء آن شكافته مى شود ديده خواهد شد و براى كشتى نشستگان حركت اين جريان امواج يگانه حركت محسوس است .
اگر ما فقط حركت اين جريان را از نزديك لحظه به لحظه دنبال كنيم و اين حركت را با حركت كشتى مقايسه نماييم ، بىگمان متوجه خواهيم شد كه حركت
[١] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٥٨ . .
[٢] همان مأخذ ، ج ٤ ، ص ٣٥٧ . .