تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٩٦ - تفسير ابيات
رجعت به قصهء مريض و عيادت پيغمبر صلى الله عليه و آله
تفسير ابيات
رجعت به قصهء مريض و عيادت پيغمبر صلى الله عليه و آله
((٢٢١٣)) در عيادت شد رسول بىنديد آن صحابى را به حال نزع ديد
((٢٢١٤)) چون شوى دور از حضور اوليا در حقيقت گشته اى دور از خدا
((٢٢١٥)) چون نتيجهء هجر همراهان غم است كى فزاغ روى شاهان ز ان كم است
((٢٢١٦)) سايهء شاهان طلب هر دم شتاب تا شوى ز ان سايه بهتر ز آفتاب رو بخسب اندر پناه مقبلى بو كه آزادت كند صاحب دلى
((٢٢١٧)) گر سفر دارى بدين نيت برو ور حضر باشد از اين غافل مشو فاخته سان روز و شب كوكو تو گو گنج پنهانى ز درويشى بجو در به در مى گرد و مى رو كو به كو جستجو كن جستجو كن جستجو تا توانى ز اوليا رو بر متاب جهد كن و الله اعلم بالصواب
تفسير ابيات پيغمبر بىنظير ما به عيادت يك صحابى روانه شد ، آن صحابه در حال احتضار و شمردن نفسهاى آخرينش بود . اكنون كه نتيجهء هجران دوستان غم و اندوه است ، اندوه هجران اولياء الله چه قدر شديدتر خواهد بود ؟ هر لحظه در جستجوى سايهء اولياء الله بشتابيد تا به بركت آن سايه بهتر از خورشيد فروزان شويد .
آرامش روحى را در پناه مقبلان و نيك روانان بجوييد ، باشد كه شما را به آزادى واقعى برسانند ، اگر در حال سفرى ، وصول به خدمت اولياء الله را نيت كن و اگر در حضرى ( در جايگاه سكونت خويش هستى ) از جستجوى مردان خدا غافل مباش .
تو مانند پرندهء فاخته روزان و شبان [ پيش از آن كه ستارگان اين آسمان لاجوردين و اين خورشيد جهان تاب و ماه سيمين به خاك تيره ات بنگرند و زمزمهء