تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٠ - منتخباتى از كتاب ( چه بايد كرد ؟ ) تولستوى
استفاده كند . سكهء پول آن قسمت غير انسانى را كه در بردگى مستقيم وجود داشت از ميان برداشته يعنى در سابق ارباب برده مى دانست كه اختيار مرگ و زندگى شخص ( ژان ) در دست او است ، امروز اين حق به ثروتمند داده نشده ، ولى در عين حال پول روابط انسانى ارباب و برده را كه كمى از بار سنگينى بردگى مى كاست نيز از بين برده است . البته من نمى گويم كه برقرارى دورانهاى بعد از بردگى براى ترقى و تكامل تمدن بشرى لازم نبوده است ، نه ، به اين موضوع ايرادى ندارم ، بلكه قصد من اين است كه مبناى واقعى پول را به همه نشان دهم و اين اشتباه را بر كسانى كه فكر مى كنند : پول نمايندهء كار است روشن سازم ، چون من در نتيجهء تجربه و عمل درست عكس اين مطلب را دريافتهام . در بسيارى اوقات پول نماينده بىدادگرى يا حيله هاى فراوانى است كه بر روى ظلم و جور پايه گذارى شده است .
در دوران ما به طور قطع پول صفت واقعى و آن معنايى را كه مى خواستهاند برايش قائل شوند از دست داده ، چون جز در پاره اى موارد نتوانسته است مصداق چيزى باشد كه از آن طلب كردهاند .
توسعهء پول ، ايجاد اعتبار و معادلهاى ديگر پولى ، بيش از پيش خصلت جديد پول را روشن و آشكار ساخته است . سيستم پول نوعى بردگى است كه با سيستم سابق جز از نظر غير مستقيم بودن و فقدان هر گونه روابط انسانى بين ارباب و برده فرقى ندارد .
پول ارزشى است كه هميشه با خودش معادل است و به عنوان پديده اى كاملًا صحيح و قانونى در همه جا نگريسته شده و استعمال آن بر خلاف بردگى روشى غير انسانى و مخالفشان و مقام انسانيت تلقى نگرديده است .
به خاطر دارم كه در زمان جوانى ، بازى جديدى در كلوپها مد شده بود به نام ( لوتو ) اغلب مردم به ( لوتو ) مشغول مى شدند و تعريف مى كردند كه بسيارى نيز هستى خود را بر سر آن از دست دادهاند ، حتى عده اى كه موقتاً پولى از صندوق دولت برداشته و آن را در بازى باخته بودند ناچار مغز خود را با گلوله اى منفجر مى كردند ، اين