تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٣٥ - ١٧١ الطرق الى الله بعدد انفاس الخلائق ١٨٧
فيزيكى و رياضى يك دانه الكترون را براى او قابل درك بسازيد .
اگر همين مقدار با اصل فوق آشنايى داشته باشيم طعم :
« الطرق الى الله بعدد انفاس الخلائق » .
( طرق به سوى خدا به عدد نفسهاى مخلوقات است ) .
را خواهيم چشيد ، آرى :
هر دل سوزان هزاران راه دارد سوى تو اين همه ره را تو پايانى ندانم كيستى
با كمى توجه واقعاً خواهيم ديد كه موجوديت خدا آن چنان محيط به همهء اشياء و حركات و روابط است و آن چنان مانند نور در تمام اجزاء جهان هستى نفوذ كرده است كه كوچكترين صداى يك پرنده ناچيز همان راه را نشان مى دهد كه كهكشانهاى سرسام آور .
در نتيجه ما براى اين كه بدانيم آيا ما در راه خدا هستيم يا نه ؟ كافى است به وضع روحى خود مراجعه كنيم و ببينيم : آيا روح ما تنها روى پردهء طبيعت را براى ما مطرح ساخته است ، يا اين كه با واقعيت هستى طبيعت روبه رو گشته است ؟ و به عبارت ديگر ببينيم جهان هستى را با همين ديده گان ظاهر بين تماشا مى كنيم يا ديدهء واقع بين ما هم در فعاليت افتاده است .
ديدهء ظاهر بين تمام موجودات را تاريك مى سازد ، به طورى كه حتى روابط را هم با يكديگر به طور همه جانبه نمى بيند ، در صورتى كه بينايى درونى تمام موجودات را شفاف مى كند و روشنايى پر از جلال و جمال پشت پردهء طبيعت را در همه چيز نشان مى دهد .
با ثابت شدن اين قانون كه حتى يك فرد در بارهء وصول به هدف از طرق گوناگونى بهره مند مى شود و با در نظر گرفتن اين كه هر چه هدف انسانى گسترده تر و عالىتر بوده باشد طرق و وسايل وصول به آن هدف زياد تر و متنوعتر مى باشد ، اين نتيجه را مى گيريم كه :
((١٧٥٣)) هر كسى را سيرتى بنهاده ايم هر كسى را اصطلاحى داده ايم