تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - مسئلهء هفتم اقسام خنده هاى گوناگون
٣ - احساس پيروزى و برترى را هم از عوامل خنده به حساب مى آورند ، ولى باز نمى توانيم اين پديده را عامل صد در صد خنده محسوب بداريم ، زيرا همين احساس پيروزى نيز در اشخاص و موقعيتهاى مختلف متفاوت است . مثلًا :
يك - پيروزى ناشى از احساس شايستگى در خود مانند اين است كه غذايى را جستجو مى كرد آن را پيدا كرده است و اين گونه پيروزى عامل خنديدن نيست .
دو پيروزى در حال انتقام ، شخص براى خاموش كردن شعله هاى انتقام پيروزى به دست مى آورد و به اصطلاح معمولى دلش خنك مى شود ، اين خنك شدن دل ممكن است موجب خنده شود و ممكن است خنده اى را ايجاد نكند .
سه خنده سخريه اى - در موقع تحقير و اهانت به طرف اين خنده ايجاد مى شود ، ولى اگر ما انواع ديگر خنده را انعكاسى از هيجان درونى معرفى كنيم و بگوييم : در موقع فلان هيجان خنده ايجاد مى شود ، در اين مورد بايد بگوييم : گاهى خنده را ايجاد مى كنيم ، زيرا درون ما در موقع سخريهء ديگران ممكن است حالت فعاليت داشته باشد ، نه حالت هيجان باز تابى .
خلاصه در مقدار زيادى از موارد استهزاء مى خواهيم بخنديم ( اراده مى كنيم بخنديم ) تا طرف خصومت را توهين كنيم .
چهار خندهء تعجبى تعجب و شگفتى را گروه زيادى از فلاسفه گذشته اساسىترين عامل خنده معرفى كردهاند ، ولى با دقت نظر كافى اين مطلب هم روشن مى شود كه هر تعجبى موجب خنده نيست ، بلكه تعجب نيز مانند شادمانى و نشاط انواع گوناگونى دارد .
به طور كلى تعجب آن پديدهء روانى است كه از توجه به خلاف توقع انسانى در بارهء موضوعات طبيعى و انسانى به وجود مى آيد و مسلم است كه روبه رو گشتن با مخالف انتظار مطابق چگونگى و مقدار مخالفت مزبور فوق العاده گوناگون خواهد بود . مثلًا :
الف - اگر مرد خردمندى كه در نزد شخص ناظر ، به عظمت و شخصيت معروف است